[تصویر دوریان گری]
دوشس سرش را به نشان نفی تکان داد و فریاد زد: «من به این نژاد ایمان دارم.»
- «این نژاد نماینده بقاء زور گوئیه.»
«پیشبرد تمدن.»
- «فساد و تباهی بیشتر شایسته شه.»
«در مورد هنرش چی داری بگی؟»
- «هنرش بیماره.»
«عشق؟»
- «دیده فریبی ست.»
«مذهبش؟»
- «جایگزین مناسبی برای باوره.»
«تو جزو شکاکان هستی.»
- «هرگز! شک آغاز ایمانه.»
«چه هستی؟»
- «تعریف کردن یعنی محدودیت قائل شدن.»
«سرنخی بده،»
- «نخ پاره میشه، با نخ پاره هم به جایی نمیرسی.»
..
Undefined
این پیام رو فوروارد کن + یه نگاهی به اینجا هم بنداز و یه کلمه یا حسی که بیشتر شبیه این هفتهات بوده
عمو من به شما کلمه ندادم؟!
اوکی : چرند