- حامیم -
_ سکوت ؛ زبونم لال شده برای چیزی گفتن طاقتی در بدن نمونده ... انتقام تک تک این اشکهارو میگیریم ...
یاد جملهی نزار قبانی افتادم که میگفت :
رفته بودی انار بیاوری ، دانههایت را آوردند ؛
- حامیم -
در این آزادی ، در بندِ خویشیم ؛ خدایا مددی ...
کاش یا من تموم شم ، یا درسام ؛
من جفتشو باهم نمیتونم هَندِل کنم ...
خدایا مددی قربونت برم ؛
- حامیم -
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى ا
بِاَبی أَنتَ وَ أُمّی یا اَباعَبدالله ؛
_ پدر و مادرم فدات آقای امام حسین(:
__
شما فکر می کنید بعد از ظهور حضرت صاحب چه کار میکنید؟! خب آن کار را الان بکنید، حضرت به وقتش میآید؛ [ امامخمینی ]
__
درباره معمولیترين کارها هم مقيد بود مثلا اين که لباسش را حتما تاکند و پرت نکند می گفت اين طوری آماده کارهای بزرگ میشوی؛ [ علامهطباطبایی ]