eitaa logo
ℍ𝕌𝔾:ܢ̣ܫ̇ܠܙ`:)
109 دنبال‌کننده
470 عکس
277 ویدیو
3 فایل
بسم الله الرحمان الرحیم بغل چطور اختراع شد ؟.ـ آقا حاجی بیایم باهم مهربون باشیم خیلی زود ، دیر میشه ... قدر لحظات باهم بودنمون رو بدونیم ،، شاید پیاما به نظرت مضحک باشه خب باید بگم که اصلن نظرت برامون مهم نیس فور‌ یادت نره :)👉
مشاهده در ایتا
دانلود
بچه ها بیاین منم براتون چند تا از بهترین روز های زندگیم رو تعریف کنم :))🥲❤️‍🩹
البته باید عرض کنم خدمت حضار گرامی که این سه تا بچه تو بغل من بزرگ شدن😂🤦🏻‍♀️
عع‌ فردا شد😂
ریحان بارون و میبینی؟ 🥲 با صدای رعد و برق خونمون لرزید یه اشهد خوندم فهمیدم رعد و برقه😂
ℍ𝕌𝔾:ܢ̣ܫ̇ܠܙ`:)
بچه ها بیاین منم براتون چند تا از بهترین روز های زندگیم رو تعریف کنم :))🥲❤️‍🩹
اولیش اینکه وقتی یازدهم بودم یه معلم شیمی داشتیم خیلی سخت گیر بود بچه های کلاسمون همشون از ش میترسیدن این یه جذبه ای داشت خدااا‌ ولی من خب میگفتن سوگولی کلاس بودم کلا خیلی باش حال می کردم خیلی دوستش داشتم روش کراش بودم یه جورایی 🥲😭 خلاصه اون روزی که تولد این معلم کراش ما بود بهترین روز زندگیم شد چون با یه گل و کادو خوششش حال ش کردم و اون خیلی مهربونننن‌ من رو بغل کرد :)))😭😭🛐 ولی الان از اون خاطره ۲ سال میگذره و من دیگه از اون معلم هیچی خبری ندارم ولی بازم هنوزم بش فکر می کنم یه عالمه اکلیل با چاشنی ذوق و کمی بوغض میشم 🥹🥲😭
ℍ𝕌𝔾:ܢ̣ܫ̇ܠܙ`:)
اولیش اینکه وقتی یازدهم بودم یه معلم شیمی داشتیم خیلی سخت گیر بود بچه های کلاسمون همشون از ش میترسید
دومی ش هم خب روز تولد هیجده سالگیم وقتی که خیلی رندوممم‌ رفیقم من رو برد باغ کتاب و خیلی یهویی که خودمم پرام ریخته بود و اصن فکرشم نمی کردم من رو غافلگیررر کرد به معنای واقعی سورپرایز شدمممم و باهم تولد گرفتیم خیلی خوب بود من اون موقع به عالمه اکلیل بودممم :)))😭🛐
ℍ𝕌𝔾:ܢ̣ܫ̇ܠܙ`:)
دومی ش هم خب روز تولد هیجده سالگیم وقتی که خیلی رندوممم‌ رفیقم من رو برد باغ کتاب و خیلی یهویی که خو
و مایی که قرار بود بیایم و رفتیم منزل اقوام شوهر🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
راستشو بخواین منم روز مورد علاقم هنوز نرسیده ( روزی که سقط شم ) ولی اونم ایشالله میرسه 🎀😊