HUG,:)
چه شکلی انقدر سریع ادمارو فراموش میکنین میرین سراغ بعدی؟! یه پسره سه سال پیش از من آدرس پرسید من هنو
مگه میتونن فراموش کنن اصلا؟ 🗿
HUG,:)
مثل یه مادر که بچش هرچقدرم اذیتش کنه بازم دوستش داره،دوست دارم .
یه وقتایی با خودم میگم بیخیال، دیگه دوستت ندارم!
ولی میرسم به این موضوع که من تنها کسی که میتونم دوست داشته باشم تویی!
متاسفانه... 👩🏻🦯
اول هوس و شیطنتی پر هیجان بود،
نوعی تپشِ قلب، شبیهِ ضربان بود!
کم کم همهی دغدغهام دیدن او شد
انگار که جذاب ترین فردِ جهان بود!
هی رفتم و هی دیدم و هی آه کشیدم،
دلبستگیام بیشتر از تاب و توان بود...
میخواستم اقرار کنم عاشقم اما...
[ چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود؟ ]
فهمید که دیوانه و دلبستهی اویم
[ از بسکه اشارات نظر، نامهرسان بود ]
القصه گرفتار دل هم شده بودیم
روزی که جوان بودم و او نیز جوان بود...
از آنچه میان من و او بود چه گویم؟
مجنونِ زمان بودم و لیلایِ زمان بود
اما وسط آنهمه دلبستگی و عشق،
معشوقهام انگار کمی دلنگران بود!
خوردیم به یک مشکلِ معمولیِ ساده...
من زاغه نشین بودم و او دختر خان بود!
کم کم به خودش آمد و فهمید چه کرده...
حق داشت که پا پس بکشد، بحثِ زیان بود!
اصلا تو بگو، دختر خان با دک و پوزش،
هم شأن من پاپَتیِ غاز چران بود؟!
البته که نه! رفت... خدا پشت و پناهش
اصرار چرا؟ قسمتِ او با دگران بود...
او رفت و غمش شعله به جان قلم انداخت!
من ماندم و یک دفتر و طبعی که روان بود...
یک مشت غزل شد همهی دار و ندارم،
دیوان بزرگی که پر از آه و فغان بود...
بیش از دو دهه دور خودم گشتم و گشتم
دل در گروِ عشق و سرم در دَوَران بود...
گفتم که بدانید وفا، عشق، دروغ است!
من تجربه کردم، به همین قبله چَخان بود...
حُسنش همه گفتند و من سر به هوا را...
آگاه نکردند به شری که در آن بود...!
ویروس، خطرناک تر از عشق ندیدم
یک قاتل بِالفطره اگر بود، همان بود!
هی ریشه زد و ریشه زد و ریشه کنم کرد
این تودهی بدخیم گمانم سرطان بود...
محمدرضا_نظری
HUG,:)
اول هوس و شیطنتی پر هیجان بود، نوعی تپشِ قلب، شبیهِ ضربان بود! کم کم همهی دغدغهام دیدن او شد انگا
قشنگ ترین شعری که قرار بخونید .
HUG,:)
اصلا مرد باید دست به زن داشته باشه. هرچی دستش اومد بزنه به نام زنش...🥺😊❤️
دادا اینا مال مجردیهه هاا
متاهل بشید از این خبرا نیست🤌🏻