#بیست_یک
می گفت: «اینجا هیئت دانشجوییه و خودمون اینجا رو میگردونیم.»
رفتارشان را توی هیئت برانداز میکردم.
یک سره با هم میپریدند و حسابی جفت و جور بودند.
رفاقتشان رگ و ریشه داشت.
ممد حسین و رفقایش آخر هیئت می ماندند و با بچه ها قاتی میشدند.
می آمدند کفش ها را واکس میزدند.
کار کوچکی بود، ولی به چشم من خیلی بزرگ می آمد.
#چله_نوکری
#شهید_محمدحسین_محمدخانی
@hajammar313
شهیـــღـد عِشـق
التماس دعا رفقا... مریضی داریم که بیمارستانه براش خیلی دعا کنید....
اگر ممکنه هفت بار سوره انشقاق بخونید براشون...
#عیدونه
🌸 آنان که نفس را به قربانگاه نبردند و قربانی نکردند، به حقیقت غدیر و امامت راه نیافتند.
🌺 آری این سنت الهی است؛ اگر نفس و علایق پست زمینی را در راه خدا و امام زمانت قربانی نکنی، غدیر را میبینی، اما غدیری نمیشوی. و آنان که غدیری نشدند، عاشورا در آزمون یاری امام زمانشان شکست خوردند.
🔺 قرنهاست که آزمون یاری مهدی منتظَر آغاز شده است؛ قربانیت را آماده کرده ای؟
#عید_قربان_مبارک
@hajammar313
#بیست
نماز مغرب را در مسجد راس الحسین(ع) خواندیم. مسجد بزرگی که اسرای کربلا شبی را در آنجا بیتوته کردند. در این مسجد مکانی به عنوان جایگاه عبادت امام سجاد (ع) مشخص شده بود، قسمتی هم به عنوان محل نگهداری از سر مبارک امام حسین (ع). همانجا نشست به زیارت عاشورا خواندن، لابهلایش روضه هم میخواند.
.
《راس تو میرود بالای نیزه ها
من زار میزنم در پای نیزه ها
آه ای ستارهی دنباله دار من
زخمی ترین سر نیزه سوار من
با گریه آمدم اطراف قتلگاه
گفتی که خواهرم برگرد خیمهگاه
بعد از دقایقی دیدم که پیکرت
در خون فتاده و بر نیزه ها سرت
ای بی کفن چه بااین پاره تن کنم
با چادرم تو را باید کفن کنم
من میروم ولی جانم کنار توست
تا سالهای سال شمع مزار توست》
.
بعد هم دم گرفت:《عمهجانم، عمهجانم، عمهجان مهربانم! عمهجانم، عمهجانم، عمهجان نگرانم! عمه جانم، عمه جانم، عمه جان قدکمانم!》
#چله_نوکری
#شهید_محمدحسین_محمدخانی
@hajammar313
{🌱♥} •|بانــ🌸ـــو...|•
.
^←دخترےڪه دَر پَس پردهـ🍂 حِجابْ مَخفے مےشود👇🏻
.
ممکنـ استـ🤔 دَر زمینْ گُمنامـ باشد✌️🌿
.
امّا مطمئنمـ🙃 دَر آسِمانـ✨ مشهور است👼🏻
#خانمانه
@hajmmar313