812K
صحبتهایِحاجحسینیکتا
دربارهیاتفاقاتاخیر (:
دهههشتادیها
#همراه_شهدا
@Hamrahe_Shohada
همراه شهدا🇮🇷
ورود پیکر مطهر ۱۱۱ شهید تازه تفحصشده به ایران 🔹پیکرهای پاک و مطهر ۱۱۱ شهید دوران هشت سال دفاع مقد
🔹مراسم وداع با پیکرهای مطهر ۱۱۱ شهید تازه تفحصشده دوران هشت سال دفاع مقدس، از چهارشنبه ۲۳ آذر بهمدت سه شب، از ساعت ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰ با حضور عموم مردم، در معراجالشهدای تهران برگزار خواهد شد.
المیادین/شهادت ١٣ هزار زن و کودک یمنی از ابتدای تجاوز سعودیها به یمن
در این میان ۵میلیون یمنی هم بر اثر تخریب منازلشان آواره شده اند.
مادر بزرگوار شهیدان زینالدین:
جبهه ماااااا امروز در گوشیها ، کامپیوترها و به طور کلی در فضای مجازی است که باید خود را در این جبهه تقویت کنیم که مبادا شرمنده خون شهدا شویم ...🍂
#همراه_شهدا 🏴
@Hamrahe_Shohada
📸کرونا جمع شد ،میدونید چرا؟ چون همه مسئولین، مغازه دار ها، مامورین مترو و اتوبوس و....میگفتن لطفاً بدون ماسک وارد نشوید.
🔸غیرتتون کجا رفته ؟چرا در مغازه های وپاساژ ها و مترو ها و بانک و.. وا
نمیتونین بگین👇👇👇👇👇
لطفا بدون #حجاب وارد نشوید؟!
#زن_عفت_افتخار
#همراه_شهدا 🏴
@Hamrahe_Shohada
🔰🔰🔰
یکی از علما رفته بودند در یک جلسه ای می خواستند آیت الله دستغیب را معرفی بکنند، گفتند ایشان آیت الله دستغیب هستند، صاحب گناهان کبیره.
منظور کتاب گناهان کبیره بوده است.
ایشان فرمودند من کتاب گناهان کبیره دارم کتاب قلب سلیم هم دارم،
می توانستی بگویی که صاحب قلب سلیم است.
😊
سالگرد شهادت شهید محراب آیت الله دستغیب
#همراه_شهدا 🏴
@Hamrahe_Shohada
"#شهداي_آسماني"
🌷شهید سید کمال فاضلی🌷
در عملیات محرم مجروح شد. طوری که دکترا ازش قطع امید کرده بودند. حضرت فاطمه (سلام الله علیها)اومده بود به خوابش ، فرموده بود : " پسرم تو شفا گرفتی بلند شو ! فقط قول بده که جبهه راترک نکنی"...
بعد از این خواب ،دیگه سر از پا نمیشناخت.
در عملیات 'خیبر' شد فرمانده گردان حضرت علی اکبر (علیه السلام) ، از بس حضرت زهرایی بود ، اسم گردانش رو عوض کرد و گذاشت :" یا زهرا سلام الله علیها"💚
شهید که شد ایام فاطمیه بود.
ترکش خورده بودبه پهلویش ...
#همراه_شهدا 🏴
@Hamrahe_Shohada
وقتی در خانۀ علی میلرزد
دنیا به بهانۀ علی میلرزد
هرچند که کوه بوده یک عمر ولی
بی فاطمه شانۀ علی میلرزد
#همراه_شهدا 🏴
همراه شهدا🇮🇷
❤️💞❣💛❤️💞❣💛❤️💞❣💛 * #داستـــان ❤ #عاشقـــانه_دو_مدافــــع❤ #قسمت_بیست_ششم _داشتم میخوابیدم کہ اردلا
❤️💞❣💛❤️💞❣💛
* #داستـــان
❤ #عاشقـــانه_دو_مدافـــع❤
#قسمت_بیست_هفتم
_إ اسماء مـݧ هنوز کلے حرف دارم
حرفاے اصلیم مونده...
باشہ داداش بگو
فقط یکم زودتر صب باید پاشم و بقیشم کہ خودت میدونے
چیہ انقد زود داداشت و فروختے❓
إ داداش ایـݧ چہ حرفیه❓شما حرفتو بزݧ
راستش اسماء مـݧ بہ مامانینا نگفتم آموزشیم تو یزد دیگہ تموم شد بخاطر خدمات فرهنگے و یہ سرے کارهاے دیگہ ادامہ ے خدمتم افتاده تو سپاه تهراݧ
_إ چہ خوب داداش،ماماݧ بفهمہ کلے خوشحال میشہ
اره تازه استخدام سپاه هم میشم
فقط یہ چیز دیگہ
چے❓
_چطورے بگم اخہ❓إم-إم
بگو داداش خجالت نکش نکنہ زݧ میخواے
اره...
اره❓😳
ینے از یہ نفر چیزه
داداش بگو دیگہ جوݧ بہ لبم کردے.
اسماء دوستت بود زهرا
خب❓خب
هموݧ کہ باهم یہ بارم رفتید تشیع شهدا...تو بسیج مسجد هم هست
_خب داداش بگو دیگہ
اسماء ازدواج کرده❓
اخ اخ داداش عاشق شدے.ازدواج نکرده
اسماء با ماماݧ حرف میزنے❓
اوووو از کے تاحالا خجالتے شدے❓
حرف میزنے یا❓
اره حرف میزنم پس بگو چرا لاغر شدے غم عشقے کشیدے کہ مپرس
از رو تخت بلند شد و گفت:
هہ هہ مسخره بگیر بخواب فردا کلے کار داری
_باورم نمیشد اردلاݧ عاشق شده باشہ ولے خوب مگہ داداشم دل نداشت❓
بعدشم مگہ فکر میکردم سجادے از مـݧ خوشش بیاد.
_ساعت ۱۱بود تقریبا آماده بودم
یہ روسرے صورتے کمرنگ سرم کردم زنگ خونہ بہ صدا در اومد
از پنجره بیرونو نگاه کردم سجادے داشت با دست موهاشو درست میکرد😂😂😂
خندم گرفتہ بود چہ تیپے هم زده.
_از اتاق اومدم بیروݧ اومدم خدافظے کنم کہ اردلاݧ عصبانے و با اخم صدام کرد کجا❓
سرجام خشکم زد
خندید و گفت نترس بابا وایسا منم بیام تا جلوے در حالا چرا انقد خوشگل شدے تو❓
خندیدم و گفتم بووووووودم
دستمو گرفت و تا جلوے در همراهیم کرد
سجادے وقتے منو اردلاݧ دست تو دست دید جا خورد و اخماش رفت توهم
مثلا غیرتے شده بود
خندم گرفت و اردلاݧ ومعرفے کردم
سلام آقاے سجادے برادرم هستـݧ اردلاݧ
انگار خیالش راحت شد اومد جلو با اردلاݧ دست داد
_سلام خوشبختم آقاے محمدے
سلام همچنیـݧ آقاے سجادے
اردلاݧ بهم چشمکے زد و گفت:
خوب دیگہ برید بہ سلامت خداحافظ بعد هم رفت و در و بست
_تو ماشیـݧ بازهم سکوت بود
ایندفعہ مـݧ شروع کردن بہ حرف زدݧ
خب،خوبید آقاے سجادے❓خوانواده خوبن❓
لبخندے زد و گفت:الحمدوللہ شما خوبید❓
بلہ ممنوݧ
خب شما بگید کجا بریم خانم محمدے❓
مـݧ نمیدونم هر جا صلاح میدونید
روبروے آبمیوہ فروشے وایساد
رفتیم داخل و نشستیم
خوب چے میل دارید خانم محمدے
آب هویج از پرویے خودم خندم گرفتہ بود
آقا دوتا آب هویج لطفا
انشا اللہ امروز دیگہ حرفاموݧ رو بزنیم و تموم بشہ
انشااللہ
خوب خانم محمدے شما شروع کنید
_مـ❓باشہ...
ببینید آقاے سجادے مـݧ نمیدونم شما در مورد مـݧ چہ فکرے میکنید ولے اونقدرام کہ شما میگید مـݧ خوب نیستم.
آهے کشیدم و ادامہ دادم
شما ازگذشتہ ے مـݧ چیزے نمیدونید مـݧ بهاے سنگینے و پرداخت کردم کہ بہ اینجا رسیدم
شاید اگہ براتوݧ تعریف کنم منصرف بشید از ازدواج با مـ....
سجادے حرفمو قطع کرد و گفت:
خواهش میکنم خانم محمدے دیگہ ادامہ ندید مـݧ با گذشتہ ے شما کارے ندارم مـݧ الاݧ شمارو انتخاب کردم و میخوام و اینکہ...
واینکہ چی❓
امیدوارم ناراحت نشید مـݧ نامہ اے رو کہ جا گذاشتید بهشت زهرا رو خوندم
البتہ نمیدونستم ایـݧ نامہ براے شماست اگہ میدونستم هیچ وقت ایـݧ جسارت و نمیکردم
اخرش کہ نوشتہ بودید "اسماء محمدے"
متوجہ شدم کہ نامہ ے شماست
یکے از دلایل علاقہ ے مـݧ بہ شما هموݧ چیزهایہ کہ داخل نامہ بود
فکر کنم سوالاتتوݧ راجب چیزهایے کہ میدونستم رفع شده
بهت زده نگاهش میکردم
باورم نمیشد با اینکہ گذشتمو میدونہ بازم انقدر اصرار داره بہ ازدواج
سرشو آورد بالا از حالت چهره ے مـݧ خندش گرفتہ بود
_آب هویجا روآوردݧ
لیواݧ آب هویج و گذاشت جلوم وبدوݧ ایـݧ کہ نگاهم کنہ گفت:بفرمائید اسماء خانم بہ اینطور صدا کردنش حساسیت داشتم
دلم یجورے میشد...*
نویسنده✍"#السيدةالزينب"
ادامــه.دارد....
•┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈
#همراه_شهدا 🏴
@Hamrahe_Shohada
خطت وصله؟
شهدا اونقدر پشت خط موندند تا خدا جوابشون رو داد... 💔
#همراه_شهدا 🏴