2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#خاتون
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوسم داشتی؟🤍🥲
#ازیادرفته
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رابطه من و دوست پسرم
#جبرانی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
935.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اما اون یه درصد😁
#ترکیبی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوردی جونمو
#پیرپسر
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دور چشمان سیاهت من بگردم🥲
#ترکیبی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
256.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وایب این عکس
#ادیت
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدیه های گرونی که یه مرد به تو میده؛
#ترکیبی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوسم نداشته یاش:)
#غریزه
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ازت ممنونم که روی واقعی تو نشونم دادی وگرنه به من بود حالا حالا صدمو برات میزاشتم🥲
#ترکیبی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندایی ها این شکلی اند؟!😂
خداروشکر زندایی این مدلی ندارم من 🤲😂🤍
#بدنام
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورندع
#شب_های_قدیمی #PART_379 آنقدر تو فکر بودم که وقتی جلوی بیمارستان نگه داشت.. نفهمیدم خودش سریع
#شب_های_قدیمی
#PART_380
کاش سالم بودم میزدمش حسابی ...
تو شرایطی که جدی میشد چقدر رو مخ بود..
ولی بازم دوسش داشتم رفتاراش اذیتم میکرد..
لب زدم
- دیگه حرف نمیزنم
سر تکون داد پرو پرو گفت
- کار خوبی میکنی!
چشمام گرد شد..
مشتی به بازوش زدم
- خیلی بیشعوری اینجوری کسی صحبت میکنه ؟!
وارد بیمارستان شدیم
حرصی نگاهی بهم انداخت که از صد تا خفه شو بدتر بود...
- اگه نمیخوای بیوفتی و اونیکی پاتم با شیطنتات بشکنی بشین سر جات کاتریناا
صبرمو تست نکن خب!
راست میگفت..
درسته محکم بغلم کرده بود
ولی منم زیادی وول میخوردم و افتادنم ممکن بود.هرلحظه.
دیکه بچه بازی رو گذاشتم کنار ...
یه ساعت گذشت..
دکتر اول پامو معاینه کرده بود
بعد گفته بود برای اطمینان اول باید ازش عکس بگیریم..
مهره هول تر از من الکس بود
عکسو که گرفتیم
دوباره برگشتیم تو اتاق دکتر .
با دقت به عکس نگاه کرد
عینکشو برداشت و به سمت من و الکس چرخید..
لب زد
- نشکسته اما مو ترک برداشته، باید گچ بگیریمش!
همانطور که به سمت میز میرفت گفت؛
_و بعد دوهفته گچ رو باز میکنیم اما تا اون موقع به هیچ عنوان گچ رو باز نکنید
دوهفته استراحت کنین ورگنه اتفاقات خوبی بعدش رقم نمیخوره براتون
بعد جند لحظه مکث گفت
-اذیت میشین
بعد از توضیحات دکتر توصیه هایی که به الکس همراه من بود میگفت
من که یه گوشم میشنید از اون گوشم در میرفت
سر به هوااا
پامو گچ گرفتن..
الکس رفته بود داروهامو بگیره
باید دو هفته تو گچ میموند
بی حوصله دراز کشیدم روی صندلی که سیاوش برام عقب تر برده بود.
دو هفته
باید این گچو تحمل میکردم؟ نه خیلی سخت بود
کی کمکم میکرد
همه کار هامو خودم انجام میدادم همیشه الان از کسی کمک بخوام؟!!
خیلی سخت بود برام ...
لبامو رو هم فشار دادم
تو یه لحظه بغض
آبان کجابود؟!
بی معرفت از من سراغی نگرفت ...
سرمو روی شیشه گذاشتم.
نگاهمو به آسمون دوختم؛ دلم نمیخواست برگردم خونه انگار جهنم بود برام...
همین که الکس اومد
تند لب زدم
- بریم بام؟
چشماش گرد شد
- کجا؟؟!
لب گزیدم
آروم زمزمه کردم
- دلم نمیخواد برگردم خونه ... خب الکس!
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon