eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "
2هزار دنبال‌کننده
224 عکس
1.1هزار ویدیو
3 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدیه های گرونی که یه مرد به تو میده؛ ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ازت ممنونم که روی واقعی تو نشونم دادی وگرنه به من بود حالا حالا صدمو برات میزاشتم🥲 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندایی ها این شکلی اند؟!😂 خداروشکر زندایی این مدلی ندارم من 🤲😂🤍 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_379 آن‌قدر تو فکر بودم که وقتی جلوی بیمارستان نگه داشت.. نفهمیدم خودش سریع
کاش سالم بودم میزدمش حسابی ... تو شرایطی که جدی میشد چقدر رو مخ بود.. ولی بازم دوسش داشتم رفتاراش اذیتم میکرد.. لب زدم - دیگه حرف نمیزنم سر تکون داد پرو پرو گفت - کار خوبی میکنی! چشمام گرد شد.. مشتی به بازوش زدم - خیلی بیشعوری اینجوری کسی صحبت میکنه ؟! وارد بیمارستان شدیم حرصی نگاهی بهم انداخت که از صد تا خفه شو بدتر بود... - اگه نمیخوای بیوفتی و اونیکی پاتم با شیطنتات بشکنی بشین سر جات کاتریناا صبرمو تست نکن خب! راست می‌گفت.. درسته محکم بغلم کرده بود ولی منم زیادی وول می‌خوردم و افتادنم ممکن بود.هرلحظه. دیکه بچه بازی رو گذاشتم کنار ... یه ساعت گذشت.. دکتر اول پامو معاینه کرده بود بعد گفته بود برای اطمینان اول باید ازش عکس بگیریم.. مهره هول تر از من الکس بود عکسو که گرفتیم دوباره برگشتیم تو اتاق دکتر . با دقت به عکس نگاه کرد عینکشو برداشت و به سمت من و الکس چرخید.. لب زد - نشکسته اما مو ترک برداشته، باید گچ بگیریمش! همانطور که به سمت میز میرفت گفت؛ _و بعد دوهفته گچ رو باز میکنیم اما تا اون موقع به هیچ عنوان گچ رو باز نکنید دوهفته استراحت کنین ورگنه اتفاقات خوبی بعدش رقم نمیخوره براتون بعد جند لحظه مکث گفت -اذیت میشین بعد از توضیحات دکتر توصیه هایی که به الکس همراه من بود میگفت من که یه گوشم میشنید از اون گوشم در میرفت سر به هوااا پامو گچ گرفتن.. الکس رفته بود داروهامو بگیره باید دو هفته تو گچ می‌موند بی حوصله دراز کشیدم روی صندلی که سیاوش برام عقب تر برده بود. دو هفته باید این گچو تحمل می‌کردم؟ نه خیلی سخت بود کی کمکم می‌کرد همه کار هامو خودم انجام می‌دادم همیشه الان از کسی کمک بخوام؟!! خیلی سخت بود برام ... لبامو رو هم فشار دادم تو یه لحظه بغض آبان کجابود؟! بی معرفت از من سراغی نگرفت ... سرمو روی شیشه گذاشتم. نگاهمو به آسمون دوختم؛ دلم نمی‌خواست برگردم خونه انگار جهنم بود برام... همین که الکس اومد تند لب زدم - بریم بام؟ چشماش گرد شد - کجا؟؟! لب گزیدم آروم زمزمه کردم - دلم نمی‌خواد برگردم خونه ... خب الکس! ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_380 کاش سالم بودم میزدمش حسابی ... تو شرایطی که جدی میشد چقدر رو مخ بود.. ولی ب
فکر کردم مخالفت کنه.. یا مثل کل روز بدخلقی دراره سرم اما نگه داشت دقیقا وسط خیابون نگه داشت.. میخواست چيكار کنه؟!! به سمتم چرخید دستشو دراز کرد و موهای مزاحم روی صورتمو کنار زد لب زد با مهربونی - کجا ببرمت؟ چشمام برقی زد تند مثل بچه ها گفتم - یعنی میبری؟ تو گلو خندید - چرا نبرمت ، دختر؟! لبامو تو دهنم جمع کردم - فکر کردم بازم عصبی باشی و داد بزنی.. بگی نه! هم تیکه انداخته بودم همم واقعیت و بهش گفتم والا.. حرف دلم و گفتم اما ملاحضه کردم ... همش داد میزد. بچم کلا دو بار داد زده بود؛ البته خب همونم زیادیه.. دوباره کفت! - نگفتی کجا میخوای ببرمت؟ نیشمو باز کردم - دربند.. سر تکون داد و ماشین و روشن کرد - بزن بریم.. نیشم دیگه جمع نمیشد عاشق بام بودم مکانی که خیلی دوسش داشتم و اونجا رو به همه جا ترجیح میدادم ... عاشق صدای آب و بوی خوش هواش.. شاید تنها جایی که از تهران حالمو خراب نمی‌کرد همون دربند بود. وگرنه بقیه اش دلیلی بود برای یاداوری خاطرات بدم.. رسیدیم نگه داشت.. یهو گفت - حالا چطور قراره بریم؟ تازه متوجه پای شکسته ام شدم که نمیتونستم راه برم اوه به اینجا فک نکرده بودم یهو گفت - بغلت میکنم میبرمت .. تند جیغ زدم - نهه هرجور شده خودم میام .. نگاهی به اطراف انداخت و پوفی کشید.. یه اکیپ اون طرف بودن خیلی زیاد بود جمیعت شون اگه بغلم می کرد زشت بود.. و در ضمن من میخواستم آرامش بگیرم نه سر و صدای اینا رو بشنووم لب بر چیدم و گفتم -برمیگردیم؟! انتظار داشتم بگه اره ولی گفت نه! ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لیلای مرا میبرند 💔 ای کوچها یاری کنید❤️‍🩹 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو برای من بودی ولی مال یکی دیگه شدی!🥲💔 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی جوری که تارا عاشق کامیار بود🙂💔 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نه قراری نه دیاری... 🤍 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon