eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "
2هزار دنبال‌کننده
223 عکس
1.1هزار ویدیو
3 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زوری ترین بوسه سینما >>>>🥲💘 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرا ببوس همین حالا. 🫀🥲 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه جوری بگم دوست دارم آخه؟!❤️‍🩹🥲 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادم تورا فراموش...❤️‍🩹 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من دوست دارم ، دوست دارم ...🙂🫂 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
00:00💞:))
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من خطاب به مامانم🙂 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_383 نگاهی به سمتم انداخت و لب زد - میرم برات میگیرم!نگران نباش. سریع گفتم؛ -
لفظ قلم میومد میخواست منو آروم کنه!؟ که بهش فکرکنم! -که میسپاری به اهورااا ارههه؟!!! پوزخندی زد ناچار گفت -اره می‌سپارم به اهورا حلش میکنه عزیزممم -باشه؟! به الکس نگاه کردم -باشه! چشماش به جاده و رانندگیش بود اما حس می‌کردم حواسش به من و حرفامه! * -کاترینا! سرم به سمتش چرخید - جان؟ نیمچه اخمی کرد - تو فکری! لب گزیدم - نمیدونم، حس بدی دارم اخماش بیشتر تو هم فرو رفت و دستشو فشرد آب دهنمو قورت دادم لب زد - به چی؟ راستشو گفتم به سختی - به خودم زندگی که الان توش هستم ... یهو ماشین و نگه داشت که سرمو بالا آوردم و متوجه رستوران بین راهی شدم... با مهربونی نگاهم می‌کرد عذاب وجدان گرفتم باید بهش می‌گفتم که حس بدی دارم از اینکه باهات اومدم شمال؟! یا اینکه من یه دلشوره ای دارم؟! ولی نه.. من که از اول قبولش داشتم اصلا از شمال بر می‌گشتیم همه چی رو می‌گفتم.. به عنوان کسی که تو زندگیم بود باید می‌فهمید! سرشو جلو آورد پیشونیمو بو...سید -پیاده شیم اول غذا بخوریم راجبشم حرف بزنیم باشه؟ ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon