1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی حیف برادری قشنگشون🙂🥀
#کوری
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همین مونده بود🥲
#خاتون
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اکه دل یک زن بشکنه هیچ وقت صاف نیمشه یاهات🥲🫂🥀
#خاتون
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی من تورو با نگاهم دوست داشتم...🤍🫂
#خاتون
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_398 -برو بابایی گفتم و رومو کردم اونطرف الان هیچی مهم تر از جای گرم و نرمم نب
#شب_های_قدیمی
#PART_399
سر تکون داد
خودخواهانه جواب داد
- سر من و زنم قند نمیسابی، خودت کنارمی و بالای سرمون قند میسابن!
تار موهام کخ روی صورتم بود رو پشت گوشم داد و دوباره لب زد؛
-به من و تو میگن که خوشبت باشییید!
بهتم برد
الان منظورش...
ازدواج من و خودش بود؟!
تاحالا حتی بهش اشاره هم نکرده بودیم
اصلا مدت زیادی نبود که باهم رفته بودیم تو رابطه
نکنه گولم میزد؟ و بعد ولم کنه بره؟! یه هوس زودگذر؟!
لابد میخواست حرفاشو یادم بره
خرم کنه اره صد البته !
یه لحظه حس کردم به شعورم توهین میکنه
عروسک خیمه شب بازش که نبودم؟!!!
حرصی نیم خیز شدم
کنارش زدم
تند گفتم
- من با تو ازدواج نمیکنم
برای خودت نبر و ندوز آقا الکس خب!
رگ گردنش سرخ و برجسته شده بود از حرص
یعنی حرف از ازدواج کردن من انقدر عصبیش کرده بود؟ مهم بود براش؟
تند غرید
- تو بیخود کردی مگه دست خودته؟
خودخواه و زورگوووو عوضیی...
نباید قلبم با این حرفش تند میزد؟
ولی زد ، نفهم بودم کور بودم هیچی رو نمیدیدم
فقط یه آدم عاشق خودم رو میدیدم
اما پشت چشمی نازک کردم
- آره
پس دست کیه؟
هوووم؟!
اشاره ای به خودش کرد و قلدر جواب داد
- من!
حس زنانه ام زد بالا
تند گفتم
- همه چیز من به خودم مربوطه!
خودم تصمیم میگیرم!
تک خندی زد
کاملا خوادخواهانه پچ زد:
- اشتباه میکنی بیبی، همه چیز تو اول به من مربوطه دوم به تو!
شیرفهم شد؟!
فکمو روی هم ساییدم
هرموقع دیگه بود باید از حرفش غش میکردم
اما الان؟
الان فقط عصبی بودم ، داشت خسته ام میکرد
بابا مثل آدم بیا باهام آشتی کن یکم ناز بخر یه جا
رها میکنم دیکه !!
ولی دوست نداشتم چون حرفشو از روی خودخواهی میدیدم
خونسرد اما محکم گفتم:
- الکس از آدمایی که سعی دارن با زور خواستشونو به کرسی بنشونن و خودخواه باشن خوشم نمیاد
اینو بدووون!
چشم ریز کرد و آروم گفت
- الان اینارو با من بودی کاترینا؟!
تند سرمو تکون دادم بدون شک گفتم
- دقیقاا!
یهو دستشو رویِ ش..کمم قرار داد
نگاهي انداخت
- پس قبول کن چون در آینده نزدیک یه مرد با همین اخلاق قراره بابای بچه هات باشه
خب!
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_399 سر تکون داد خودخواهانه جواب داد - سر من و زنم قند نمیسابی، خودت کنارمی و
#شب_های_قدیمی
#PART_400
پارت بعدی رمان به دلیل محدود بودن
داخل این چنل زیر قرار گرفته شده است🙆♀
https://eitaa.com/Hamimooon
https://eitaa.com/Hamimooon
https://eitaa.com/Hamimooon
عضو شو تا 10 دقیقه دیکه گذاشته میشه!❤️🔥❤️🔥