eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "
1.9هزار دنبال‌کننده
223 عکس
1.1هزار ویدیو
3 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نه این عشق نیست!💔 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نه این عشق نیست!🥀💔 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عاشقتم مهم نی چیشه تهش...(: ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به دوست دارم ها نیست به موندن تا ته زندکی عه ..🥲♥️ ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمیشه آدم از اونی که عاشقشه دست بکشه!🥲🫂 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دختراهرچقدر بد باشن تهش دوست دارن مادر بشن!:) ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رفتار صحیح با مردان خیانتکار و هول:😏🕺 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
263.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با سلیقه نجار پسنددت چه کنیم؟!🤦‍♀😂💔 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رابطه بلاتکلیف رو تموم کن ، دخترم:)🙂 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلمه مورد علاقه اسماعیل درحال حاظر😂 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_399 سر تکون داد خودخواهانه جواب داد - سر من و زنم قند نمیسابی، خودت کنارمی و
می‌خواستم فرار کنم از دستش یا بحث و عوض کنم یه کاری کنم بیخیال شه... ولی خب لجبازی نه خطری بود تو خونه خودش درحالی که چشاش از خواسـ..ــتنم سرخ بود رو مخش میرفتم؟ خب معلومه زنده زنده قورتم میداد. یه لقمه ام میکرد! کمی عقب کشیدم اما از پایین بیشتر بهش چسبیده شدم و نفسم رفت پچ زدم - ن...نکن الکس ســـرخوش پوزخندی زد - من که هنوز نکـ..ــردمت جوجه! چشمام گرد شد دیگه بی ادب داشت میشد با گونه سرخ جیغ زدم - فقط خفشو دهنتوو ببند بیشعورر خیلییییی تک خندش کم کم بیشتر شد -خیلی چی؟! مشتام روش اثر نداشت حرصی گفتم - خیلی بی حیایی اشغااال برو کنار اصلا میخوام برم دوش بگیرم چشماشو ریز کرد - باید باهم بریم چون گچ پات نباید خیس شه! چشمامو حرصی تو حدقه چرخوندم جدی کفتم - الکس یهو حر..یص نگام کرد و با جلو اومد سرش دوباره غرید - گور بابای هرچی... مهم الان خودم و خودتی! تند گفتم - الکس بسته اخمالود عقب رفت چنان نگاهم کرد که یه لحظه موندم چشاش به شدت سرخ بود سفیدی نداشت نمیدونستم از حرص اینکه کنارش زدم بود یا از نسـ..ـخ بودنش یه جورایی حالش بد بود تند گفت - کاترینا! آب دهنمو قورت دادم به سختی گفتم لب زدم - پام... تازه انگار گچ پام یادش افتاد نکاهی به پام کرد عصبی پوفی کشید زیر لب گفت - کاری به پات ندارم بچه و با نگاهی منتظر بهم خیره شد. انگار منتظر بود تایید بدم که کارشو ادامه بده فقط کافی بود یه نشونی بهش بدم و تا تهش پیش بره!!! پلکمو رو هم گذاشتم دستش جلوتر رفت که نفسمم باهاش رفت کنار گوشم غرید - بار بعد اسم هر خری و بینمون بیاری من میدونمو تو! ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ https://eitaa.com/Hamymoon