263.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با سلیقه نجار پسنددت چه کنیم؟!🤦♀😂💔
#بامدادخمار
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و چقدر حیف:)🥀
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رابطه بلاتکلیف رو تموم کن ، دخترم:)🙂
#کوری
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلمه مورد علاقه اسماعیل درحال حاظر😂
#بدنام
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_399 سر تکون داد خودخواهانه جواب داد - سر من و زنم قند نمیسابی، خودت کنارمی و
#شب_های_قدیمی
#PART_401
میخواستم فرار کنم از دستش یا بحث و عوض کنم یه کاری کنم بیخیال شه...
ولی خب لجبازی نه
خطری بود
تو خونه خودش درحالی که چشاش از خواسـ..ــتنم سرخ بود رو مخش میرفتم؟
خب معلومه زنده زنده قورتم میداد. یه لقمه ام میکرد!
کمی عقب کشیدم
اما از پایین بیشتر بهش چسبیده شدم و نفسم رفت
پچ زدم
- ن...نکن الکس
ســـرخوش پوزخندی زد
- من که هنوز نکـ..ــردمت جوجه!
چشمام گرد شد دیگه بی ادب داشت میشد
با گونه سرخ جیغ زدم
- فقط خفشو دهنتوو ببند بیشعورر
خیلییییی
تک خندش کم کم بیشتر شد
-خیلی چی؟!
مشتام روش اثر نداشت
حرصی گفتم
- خیلی بی حیایی اشغااال
برو کنار اصلا میخوام برم دوش بگیرم
چشماشو ریز کرد
- باید باهم بریم چون گچ پات نباید خیس شه!
چشمامو حرصی تو حدقه چرخوندم جدی کفتم
- الکس
یهو حر..یص نگام کرد و با جلو اومد سرش دوباره غرید
- گور بابای هرچی...
مهم الان خودم و خودتی!
تند گفتم
- الکس بسته
اخمالود عقب رفت
چنان نگاهم کرد که یه لحظه موندم
چشاش به شدت سرخ بود
سفیدی نداشت
نمیدونستم از حرص اینکه کنارش زدم بود یا از نسـ..ـخ بودنش
یه جورایی حالش بد بود
تند گفت
- کاترینا!
آب دهنمو قورت دادم به سختی گفتم
لب زدم
- پام...
تازه انگار گچ پام یادش افتاد نکاهی به پام کرد
عصبی پوفی کشید
زیر لب گفت
- کاری به پات ندارم بچه
و با نگاهی منتظر بهم خیره شد.
انگار منتظر بود تایید بدم که کارشو ادامه بده
فقط کافی بود یه نشونی بهش بدم و
تا تهش پیش بره!!!
پلکمو رو هم گذاشتم
دستش جلوتر رفت
که نفسمم باهاش رفت
کنار گوشم غرید
- بار بعد اسم هر خری و بینمون بیاری من میدونمو تو!
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_401 میخواستم فرار کنم از دستش یا بحث و عوض کنم یه کاری کنم بیخیال شه... ولی خ
#شب_های_قدیمی
#PART_402
با نفس بلندی از رو جــ..ـثه ام کنار رفت.
پچ زد
- برم دوش بگیرم
چشمام گرد شد
به سمتش چرخیدم
صورتش سرخ بود و رگ شقیقه اش برجسته
گردنم و به سمتش چرخوندم سوالی پرسیدم
- حموم چرا؟
بامزه نگاهی بهم انداخت به راه خودش ادامه داد
زیر لب گفت
- دوش آب سرد نگیرم نمیتونم خونسرد کنارت بمونم جوجه فسقلی!
چشمام گرد شد
با فهمیدن منظورش برو بمیری گفتم
حرصی لب زدم
- خیلی بیشعوری برو نبینمت بی حیا!
قهقه ای زد چشماشو ریز کرد بلند گفت
- این یک صدمشم نمیشه بچه جون
چشمام چهارتا شد
قهقهه بلندش تو کل ویلا چرخید که مات بهش خیره شدم
به سمتم اومد
موهامو بهم ریخت
از بین دندونای بهم ساییدش
حریص لب زد
- انقدر شیرین نباش لعنتی! من چیکار کنم باتو؟!
ته دلم بهم پیچید
فکر کنم خودم آب سرد لازم بودم.
اینجوری نمیشد!
برای اینکه بره لب زدم
- میری دوش بگیری
یا برم؟
قهقهه بلند دیگه ای زد و موهامو بهم ریخت.
از جاش بلند شد
لب زد
- زود برمیگردم مراقب خودت باش!
خابالود هومی تو گلو گفتم
بیشعور
کاری کرده بود قهرم کلا یادم بره
اونم الکی تموم شد حیف شد
عصبانی بودم
مثل کف دستش منی که تازه باهاش تو رابطه رفته بودمو میشناخت
این کلی بد بود!
مشکل بود کلا
چون می دونست چه جوری به راحتی گول بخورم
نچی کردم
انگار داشتم پشیمون میشدم از کاری که کردم
بی حال گوشیمو برداشتم نگاهی بهش انداختم
بیست تماس بی پاسخ فقط از آبان!
کلی پیام از اهورا
چیزی شده بود؟!
طبیعی نبودش !!
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
https://eitaa.com/Hamymoon
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فاصله غم وشادی میتونه همینقدر کوتاه باشه...:)🫴🏻❤️🩹
#کوری
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوست دارم گفتن را همه بلدن؛عشق باید امن باشد؛پناه باشد:)🤍🧺
#بامدادخمار2
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اون موقع شیرزاد چجوری نگاهش میکرد؟🙂💔
#خاتون
770.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پسری که حس امنیت بده💘😭
#بامدادخمار2