eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "
1.8هزار دنبال‌کننده
242 عکس
1.3هزار ویدیو
3 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_434 با دیدن تصویر اهورا ناخوادگاه فکرم رفت سمت آبان برگشتم به سمتش با دیدنش
مات مونده بودم که یهو؛... اهورا از پشت سرم اومد -به به میبینم که جمع تون جمعه فقط منو ... هنوز حرفش تموم نشده بود که نگاهش افتاد روی آبان اونام از دیدن ما که نفهیمدن کی اومدیم شوکه بودن! اهورا ام تو هاج و واج مونده بود بعد نگاهی به الکس کرد قیافه دوتاشون دیدنی بود رو به من گفت؛ -اینجا چه خبره؟! سعی کردم خودمو کنترل کنم و بغضم نشکنه صدامو صاف کردم اشاره ای به ظرف خالی کیک کردم -دوتاشون نشستن کیک شکلاتی منو خوردن ، ببینشون ! اهورا قهقه ای کرد و باخنده گفت؛ -رفیق از تو بعید بود به خاطر یک کیک انقدر حواست پرت شه ای ناقلا دلت و باختی ! اهورا از تو جیبش یه دستمال کاغذی در آورد سمت آبان رفت؛ -دختر کوچولو دور لبمو تمیز کن ، کثیف شده آبان از خجالت سرخ شده بود با اون موهاش و قیافه ای که برای خودش درست کرده بود از روی اون دوتاچشم برداشتم نگاهم روی الکس نشست نیشم بسته شد! با قهر رومو برگردوندم به سمت اتاقم رفتم ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو کلم نمیره فرو😂🕺 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قشنگتر از چشات کجاست؟🤍 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من معجزه میخام و این فقط با بچه ی تو شاید باشه:)♥️ ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بدون تو نمیخوام فردا رو🥲🤍 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کنار اون حالت خوبه!❤️‍🩹🥲 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ميخوام فقط باهم باشیم همین!🫂💘 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به قول یاسینی: به من چه این همه غریبه دورشه،به من چه هرکاری میکنه، به من چه زندگی خودشه!🤷‍♀🙂 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
Haamim 4_5778617620454448491.mp3
زمان: حجم: 8.8M
«باتو» از حامیم، شنیدنی تر از همیشه✨ لینک یوتیوب اثر: https://youtu.be/BNwk5OG8clw?si=iwwd3kw0rjWxCjJ7
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_435 مات مونده بودم که یهو؛... اهورا از پشت سرم اومد -به به میبینم که جمع ت
به سمت اتاقم رفتم با بلند شدنش خواستم لب باز کنم حرف بزنم حرفم تو دهنم موند برگشتم تند تند به سمت اتاقم رفتم تا شاید گیرم نندازه رسیدم به در اتاقش سریع داخل‌ رفتم تا اومدم ببندم با دستش نگه داشت زور داشت !!! با یه هول کوچیک در باز شد و اومد داخل سرشو کج کرد و گفت؛ -قهری؟ دست به سینه واستاده بودن انکار اتاق بازجویی بود -اون وقت کی گفته؟ خوب میدونست لجبازم و دست از لجبازی بر نمیدارم یه دستش رو از جیبش بیرون کشید که صدای بسته شدن و بلافاصله چرخش کلید توی قفل در به گوشم رسید! یه قدم به سمتم اومد یه قدم عقب رفتم و ناخنمو تو دستم فشردم -جونم... لب زدم -فاصله رو حفظ کن پوزخندی زد -و اگه نکنم اون وقت چی؟ از تخس بودنش داشتم حرصی میشدم کم کم نمیشد باید با الکس مثل خودش رفتار کنم دیگه عقب نرفتم گذاشتم قدماش بیاد تو حلقم نفس عمیقی کشیدم ولی هنوز نفسم رو بیرون نداده بودم که؛... دست های الکس دورم حلقه شد و منو برگردوند به سمت خودش ! از بین پلک هام بهش نگاه کردم که نفسی گرفت و میلی متری لبام پچ زد؛ -میخوامت... متعجب از در خواستش خواستم فاصله بگیرم که نذاشت و ادامه داد؛ -برگرد خیره به چشماش لب زدم ؛ -الکس بهت از لحنم بیداد میکرد اما اون اهمیتی نداد و سرشو خم کرد نفساش به صورتم میخورد لب زدم؛ -چی .... چیکار میکنی؟ اخمی کرد بی پروا گفت -ميخوام ببو_،،سمت مکه اولین بارته که نفس کشیدن یادت رفته؟ دستمو بالا اوردم که سریع جلوی لبم قرارش دادم تند گفتم؛ - حق نداری! نیشخندی زد چرا ترسناک شده بود با زورگویی به چی میخواست برسه؟ به راحتی مچ دستمو کنار زد با یه دستش قفل کرد ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon