حَنـٰآنْ ؛
کسیکہروحشدرحرم؛
جاماندهباشدوجسمشدراینجا
زندهمحسوبمیشودیامُرده :)؟
من و برگردون به اون ثانیه هایی که..
داشتم به سمتت قدم برمیداشتم تا ضریحتو بغل بگیرم !
حَنـٰآنْ ؛
_
یسریام بودن...
جوونیشونو نذر جوونی جوون ِارباب کردن...
رفتن...دیگه برنگشتن.. ..͜
چون از دنیا چیزی رو نخواستن ..!