eitaa logo
حاء‌نوشت
221 دنبال‌کننده
51 عکس
6 ویدیو
0 فایل
جانِ دِلَم؟! @Haneveshtt
مشاهده در ایتا
دانلود
چِطور اِحساسِ شیرینی می‌کُنی، دَر عِینِ هَلاهِل بودَنَت؟!‌
و طُ...! باده‌یِ اَصیلِ کُهنه‌یِ قاجاریِ مَن...! گاهاً، آزاردَهَنده‌ می‌شَوی و نَچَسب، دل‌ناپَذیر می‌شَوی و خَسته‌کُنَنده، بَد‌اَخلاق می‌شَوی و زود‌رَنج، طَعنه‌زَن می‌شَوی و بَد‌عُنُق، ناراحَت‌کُنَنده می‌شَوی و سَرد... یِک سِرتِقِ لَجبازِ تَمام‌عَیار هَم هَستی دائِماً؛ اَمّا به گُمانَم هیچ‌گاه اَز دوست‌داشتَنِ طُ، دَست‌بَر‌نِمی‌دارَم. چون مَن، زیادی اَحمَقم و طُ، زیادی دِل‌فَریبی‌...
خدایِ یک‌دانه‌یِ عزیزِ دلِ من... نیاز است در آغوشت زار بزنم و از تمامیِ جهان،‌ گله کنم. نیاز است بگویم که چقدر دارد سخت می‌گذرد و به قول شاعر، اوضاع دنیا و رفتار آدم‌هایش، نشسته چون دندان بر جگرم. نیازم است تقاضا کنم دست‌هایت را بیاوری جلو و تکه‌های قلبم را تحویل بگیری و دوباره به‌هم بچسبانی‌ِشان، عینِ روزِ اول. نیاز دارم از تو یک بغل بگیرم، یک بغلِ گرمِ نرمِ طولانی، از آن‌هایی که یادم برود کجا هستم و چه چیزی دارد ذره‌ذره، زجر کشم می‌کند. فقط، یک وقت نگویی نمی‌شود و نداریم و نمی‌خواهم و نمی‌توانم... هم می‌توانی هم باید بتوانی که اگر نتوانی و نکنی، قهر می‌کنم، یک قهرِ سختِ سنگینِ طولانی...
سلام عزیزانِ دلم! جمعیتی‌ هست، تحت عنوانِ «جمعیتِ حیدر»، که خانواده‌ای‌ گسترده، به سرپرستی محسنِ چاووشی‌ست. یکی از بزرگ‌ترین و مطمئن‌ترین تیم‌های خیّری ایران است که وسیع‌ترین کمک‌هایِ مفید‌ را به زندانیان، ایتام، محرومان و خلاصه همه‌ی نیازمندان در سراسرِ وطنمان می‌رساند. و البته؛ تمامیِ گزارش‌ها،‌ مستقیماً به مردم داده می‌شود که خیال‌شان از بابتِ هزینه‌هایی که می‌کنند راحت باشد! فعالیتِ این جمعیت مقدس را می‌توانید از طریقِ پیام‌‌رسان تلگرام به آیدیِ زیر دنبال کنید: @haidersociety عزیزانی که به تلگرام دسترسی ندارند و تمایل به شرکت در این کمکِ انسانی دارند، از طریقِ این شماره‌کارت می‌توانند اقدام کنند:‌
6037997950495615
پی‌نوشت؛ به مناسبتِ عیدِ با‌شکوهِ غدیر، با کمک‌هایمان، ثابت کنیم که غیرتِ علی هنوز هم در عُشّاقِ علی هست♥️ پیشاپیش، مبارک‌باشد بر‌همگیِ شما...✨
مَنِ دُختر، عَزاداری‌هارا بَرایِ هَم‌خاکان‌ِمان خواهَم کَرد... تو با قُدرَت، بِجَنگ بَرای پاسُخی دَرخور... پی‌نوشت؛ به قولِ توییتِ نیرو‌هایِ مُسَلَّح، تَمامیِ جَهان بایَد یادَش بِمانَد که: We didn't initiate it!
باوَرِتان نِمی‌شَوَد... اَمّا؛ این‌روزها، اوضاع به قَدری نابه‌سامان اَست که‌ اِنگار: لِباسِ سِفیدِ عِیدَم خورِشتی شُده‌اَست؛ یا دَستِ عَروسَکِ مورِدِعَلاقه‌اَم پاره شُده‌اَست؛ یا که صَفحه‌یِ اَوَّلِ کِتابَم کَج شُده‌اَست؛ یا که لِنگِ جورابَم گُم شُده‌اَست؛ یا بَعدِ خوابِ بَعد‌ازظهر،‌مامان را نَدیده‌اَم؛ یا روزِ اَوَّلِ مِهر را خواب مانده‌اَم؛ یا دَستَم موقِعِ نِوِشتَنِ اَوَّلین تَمرین، با خودکار خَط خورده‌اَست؛ یا روسَریِ جَدیدَم نَخ‌کِش شُده‌اَست؛ یا اَنگُشتِ کوچَکَِم به مُبل خورده‌اَست؛ یا اِمتِحانی را نوزده‌وهَفتادوپَنج گِرِفته‌اَم؛ یا خُرمالویِ نارَسِ گَس خورده‌اَم...
حَیاطِ خانه‌ی‌ِمان، به وَقتِ گَرمایِ ظُهر، شَبیه به باغِ حِیوانات اَست. اَنواعِ پَرَنده‌ها،‌ گُربه‌ها و ما‌بَقیِ آفَریده‌هایِ زَبان‌بَسته‌یِ خیابانیِ خُدا، می‌آیَند که یِک‌نَفَسی چاق کُنَند و آب‌ و دانه و غَذایی بُخورَند و بِرَوَند... جالِبی‌اَش می‌دانید کُجاست؟!‌ آنجا که هَرروز دارَد تِعدادِ این‌ مُهاجِرانِ کوچَک به وَقتِ داغیِ هَوا، بیشتَر می‌شَوَد؛ به گُمانَم به‌یِکدیگَر آدرِسِ خانه‌ی‌ِمارا می‌دَهَند و می‌گویَند: بِرَوید خانه‌یِ فُلانی‌ها! خوش می‌گُذَرَد... وَ مَن این‌روز‌ها، به نَزدیکیِ سه‌ و چَهارِ ظُهر، وَقتی اَز پَنجِره به بیرون خیره‌ می‌شَوَم؛ عَمیقاً اِحساسِ روشَنایی و حَیات می‌کُنَم... 🌝🕊✨
وَ‌ اِمشَب؛ اَز آن شَب‌هایی‌ست که آدَمی می‌خواهَد حُسِین را دَر آغوش‌ بِگیرَد و بوسه‌باران کُنَد، بَند به بَندِ پِیکَرَش را!
می‌دانی عُمرِ شیرینِ مَن...!‌ به آن هَنگام که زِمِستان و بَهار، خُشک‌سالی‌ِ مُطلَق اَست و دَر اَواسِطِ تیر‌ماه باران می‌بارَد، تَوَقُّعِ مَن اَز تو به عُنوانِ یِک اِنسان، زیادی بالاست.
شَبیهِ شُما بودَن، بِسیار ساده اَست عَزیزانِ دِل! وَلی خُب؛ پِدَر و مادَرَم بَرای تَربیَّت‌ِ مَن، زَحمَت‌ها کِشیده‌اَند و خون‌ِدِل‌ها خورده‌اَند... 12:42 AM.
وَ ما ذاتاً، آیَنده را می‌دانیم؛ آیَنده‌ای که اِمروز بَرایِمان گُنگ وُ خاموش اَست وُ فَردا به اِحتِمالِ زیاد، عادی و غَمناک... آیَنده حَتّی کَمی قابِل‌ پیش‌بینی هَم هَست، اَگَر دَقیق وُ دُرُست به گُذَشته‌‌‌‌ی‌ِمان نِگاه‌کُنیم؛ گُذَشته‌ای که هُویَّت وُ خودِ‌ اَصلیِ ماست، ریشه‌یِ ماست وُ اَصلاً، تَمامیِ وُجود وُ پِیکَره‌یِ‌ماست... پِی‌نِوِشت؛ عَکس‌ها اَز مَن، بَرایِ شُما.