eitaa logo
حاء‌نوشت
221 دنبال‌کننده
51 عکس
6 ویدیو
0 فایل
جانِ دِلَم؟! @Haneveshtt
مشاهده در ایتا
دانلود
مَنِ دُختر، عَزاداری‌هارا بَرایِ هَم‌خاکان‌ِمان خواهَم کَرد... تو با قُدرَت، بِجَنگ بَرای پاسُخی دَرخور... پی‌نوشت؛ به قولِ توییتِ نیرو‌هایِ مُسَلَّح، تَمامیِ جَهان بایَد یادَش بِمانَد که: We didn't initiate it!
باوَرِتان نِمی‌شَوَد... اَمّا؛ این‌روزها، اوضاع به قَدری نابه‌سامان اَست که‌ اِنگار: لِباسِ سِفیدِ عِیدَم خورِشتی شُده‌اَست؛ یا دَستِ عَروسَکِ مورِدِعَلاقه‌اَم پاره شُده‌اَست؛ یا که صَفحه‌یِ اَوَّلِ کِتابَم کَج شُده‌اَست؛ یا که لِنگِ جورابَم گُم شُده‌اَست؛ یا بَعدِ خوابِ بَعد‌ازظهر،‌مامان را نَدیده‌اَم؛ یا روزِ اَوَّلِ مِهر را خواب مانده‌اَم؛ یا دَستَم موقِعِ نِوِشتَنِ اَوَّلین تَمرین، با خودکار خَط خورده‌اَست؛ یا روسَریِ جَدیدَم نَخ‌کِش شُده‌اَست؛ یا اَنگُشتِ کوچَکَِم به مُبل خورده‌اَست؛ یا اِمتِحانی را نوزده‌وهَفتادوپَنج گِرِفته‌اَم؛ یا خُرمالویِ نارَسِ گَس خورده‌اَم...
حَیاطِ خانه‌ی‌ِمان، به وَقتِ گَرمایِ ظُهر، شَبیه به باغِ حِیوانات اَست. اَنواعِ پَرَنده‌ها،‌ گُربه‌ها و ما‌بَقیِ آفَریده‌هایِ زَبان‌بَسته‌یِ خیابانیِ خُدا، می‌آیَند که یِک‌نَفَسی چاق کُنَند و آب‌ و دانه و غَذایی بُخورَند و بِرَوَند... جالِبی‌اَش می‌دانید کُجاست؟!‌ آنجا که هَرروز دارَد تِعدادِ این‌ مُهاجِرانِ کوچَک به وَقتِ داغیِ هَوا، بیشتَر می‌شَوَد؛ به گُمانَم به‌یِکدیگَر آدرِسِ خانه‌ی‌ِمارا می‌دَهَند و می‌گویَند: بِرَوید خانه‌یِ فُلانی‌ها! خوش می‌گُذَرَد... وَ مَن این‌روز‌ها، به نَزدیکیِ سه‌ و چَهارِ ظُهر، وَقتی اَز پَنجِره به بیرون خیره‌ می‌شَوَم؛ عَمیقاً اِحساسِ روشَنایی و حَیات می‌کُنَم... 🌝🕊✨
وَ‌ اِمشَب؛ اَز آن شَب‌هایی‌ست که آدَمی می‌خواهَد حُسِین را دَر آغوش‌ بِگیرَد و بوسه‌باران کُنَد، بَند به بَندِ پِیکَرَش را!
می‌دانی عُمرِ شیرینِ مَن...!‌ به آن هَنگام که زِمِستان و بَهار، خُشک‌سالی‌ِ مُطلَق اَست و دَر اَواسِطِ تیر‌ماه باران می‌بارَد، تَوَقُّعِ مَن اَز تو به عُنوانِ یِک اِنسان، زیادی بالاست.
شَبیهِ شُما بودَن، بِسیار ساده اَست عَزیزانِ دِل! وَلی خُب؛ پِدَر و مادَرَم بَرای تَربیَّت‌ِ مَن، زَحمَت‌ها کِشیده‌اَند و خون‌ِدِل‌ها خورده‌اَند... 12:42 AM.
وَ ما ذاتاً، آیَنده را می‌دانیم؛ آیَنده‌ای که اِمروز بَرایِمان گُنگ وُ خاموش اَست وُ فَردا به اِحتِمالِ زیاد، عادی و غَمناک... آیَنده حَتّی کَمی قابِل‌ پیش‌بینی هَم هَست، اَگَر دَقیق وُ دُرُست به گُذَشته‌‌‌‌ی‌ِمان نِگاه‌کُنیم؛ گُذَشته‌ای که هُویَّت وُ خودِ‌ اَصلیِ ماست، ریشه‌یِ ماست وُ اَصلاً، تَمامیِ وُجود وُ پِیکَره‌یِ‌ماست... پِی‌نِوِشت؛ عَکس‌ها اَز مَن، بَرایِ شُما.
وَ آنها که ‌به بَهانه‌یِ فَقر، تَن، روح، شَخصیَّت، خانِواده و آرزوهایِشان را می‌فُروشَند؛ بَردِگانِ حَقیرِ مال‌ِ دُنیا‌ اَند که بایَد جَهان‌را اَز کِثافَتِ وُجودِشان زُدود.
جانِ مَن! به اَندازه‌یِ زیباییِ طُ، مَن، خَسته، دَرمانده، بی‌جان وُ بی‌رَمَقَم وُ این یَعنی؛ بِسیار... بِسیار...