[ حنیفا ]
-
[عاشقی زمین]
میگن آدم وقتی زیادی عاشق بشه ؛
به مرز مجنون و دیوونگی میرسه و مثل پروانه بدور معشوقش میگرده ... ؛
آره درسته،
ولی این فقط و فقط درخصوص آدما صدق نمیکنه ؛
بلکه زمین و آسمونم عاشق میشن؛
اما قصه عاشقیشون فرق داره ...!
زمین ؛ یه بار تو عمرش عاشق شد ؛
اونم فقط وقتی که علی ؛ بر اون قدم زد ... جنگید .. دلاوری کرد .. نشست .. بلند شد ... پیشونیش رو؛ رو خاکش گذاشت ... دونه های خرما رو به دلش نشوند .... نقش نعلین هاش رو روی زمین حک کرد... و خب ؛
زمین حق داشت !
حق داشت عاشق شه ؛
حق داشت مجنون ِعلی شه ؛
حق داشت دورش بگرده ... ؛
آره ...! داستان چرخش زمین همینه!
از شدت ِجنون و عاشقی به دور ِ خودش میگرده ...
#نوشته_قلبم
#مولای_من
[ دانی که چرا زمین به دور خود می چرخد ؛
نه بهر من و نه بهر تو می چرخد ؛
یکبار به عمر خود علی را دیده ؛
دیوانه شده به دور خود می چرخد]
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزی هزاربارم
خداروشکر کنی که
شیعهی علی هستی؛
خیلی کمه ...:)
[ حنیفا ]
-
[دیدار ِاو]
مرگ برای من لذتبخشه؛
آره درست شنیدی!
مرگ !... مهم نیست مردم درموردش چی فکر میکنن ... اما مهم اینه که برای کی بمیری!
ما بچهشیعهها؛
مرگمون شیرینی ِزندگیمونه !
مردم تو زندگیشون بارها و بارها با معشوقشون قرار میزارن !.. دم پل ، میدون ، پارک ، کافه ، کتابخونه و....
ولی ما بچه شیعه ها؛
قرارمون بعد از مرگمون ِ!
قرار عاشقانمون .. دیدار رخسار مولامون .. شنیدن کلام آقامون ... بعد از مرگمون ِ!
ما دلخوشیمون همینه که بعد از مرگمون ؛
مولا علی بالاسرمون میاد ؛
و مرگی که همه ازش دلهره دارن رو شیرینتر از عسل میکنه ؛
آره ! ما آقامونو میبینیم !. ..
#نوشته_قلبم
#مولای_من
[قسم به وعده ِشیرین ِمن یمت یرنی ؛
که ایستاده بمیرم به احترام ِعلی]