[ حنیفا ]
باران میبارد ... می بارد و می شوید و می برد .. ای کاش مرا هم می برد می برد به سرزمینی که بوی خوش
دقیقا تو همون روزی که اینو نوشتم،
بارون بارید . .. :)))
[ حنیفا ]
-
و امشب آسمان،
ستارگانی پرفروغ را بر ریسمان تیره ای خود، آویزان کرده است.
ماه، ردای نقرهای اش را برتن کرده.
چشمه ها به جوشش افتادهاند و
باد، هوهو کنان، مژده تولدش را در گوش برگ های درختان، زمزمه میکند .
کوچه های سامرا؛
چشم انتظار میلادش هستند .
کبوترهای ملکوت،
دیوارهای خانه ِنرجس را محاصره کردهاند،
و ابرها بر آن سایه انداختهاند تا شاهد ولادت مولودی از دل فردوس باشند . . .
#نوشته_قلبم
#طلوع_خورشید
#آسمان_شعبان