[ حنیفا ]
-
وقتی خدا دنیا را خلق کرد،
یادش بود که یادش نرود گلی را در این دنیا بکارد.
گلی از جنس نور،
زیبا مانند ماه و لطیف مانند حریر.
گلی که پا به پای بابا و
جان و روحش فدای برادر باشد.
دخت حیدر و زهرا و
معصومه دلها باشد.
با قدومش، قم را بهشت و
مرقدش را نگین ایران کند.
بیاید و سرور تمامی دختران عالم باشد.
.
چه بگوییم از آنانی که
تا به صحن آینهات رسیدند،
زانوزده به مسلمانی خویش اقرار کردند.
چه بگوییم از آن بیچارگانی که
تا بر در آستان تو و برادرت کوبیدند،
دست کرامت تان را بر سرشان کشیدید.
چه بگوییم از مرقد دلربای شما بانو،
که هروقت چشممان به پنجرههای ضریحتان افتاد،
در جوار مادرتان زهرا مهمان شدیم.
روز میلادتان را در تقویممان،
روز دختر یاد کردیم تا یادمان بماند
الگوی ما دختران، فقط شما هستید بانو
#نوشته_قلبم
#آسمان_کرامت
[ حنیفا ]
تمام دنیا را هم که جمع بندی،
نمیتوانی ارزش یک حرف مولارضا را
با آن مقایسه کنی ..
هزاران قصیده و غزل و مثنوی در شأن
و فضلش بنویسی،
باز هم در وصفش درمانده شدهای...
تمام دایرهلغات دنیا را
بر کاغذ خالی کنی، باز هم
نمیتوانی او را در حجم کلماتت بگنجانی...
۸ روز تا تولد #ماه_هشتم
#نوشته_قلبم
#آسمان_کرامت
[ حنیفا ]
-
کبوترانت را میگویم مولا
همان دلشیفتههایی که با دل و جان
بالهایشان را سوق میدهند به سمت تو.
همان سفیدپرهایی که
دور خود جمعشان کردهای و
دست لطفت را بر سر کوچکشان کشیدهای...
میشود مرا هم مانند همان کبوتر لانه گرفته در حرمت،
هوایی کنی؟
میشود مثل همان آینه چشمان کبوتری که گنبد طلایت در آن جلوهگر است،
چشمان مرا هم به دیدن حرمت
قسمت دهی؟
ای همه کس و کارم، امامرضا.
۶ روز تا تولد #ماه_هشتم
#نوشته_قلبم
#آسمان_کرامت