کلبه هآنیل کوچولو🌱
من در حال زجه زدن سر خدافظیه اما و نورمن😀
😂😂😂😂یاد خودم افتادم
کلبه هآنیل کوچولو🌱
وای دچار گسستگی شدم🤣
داشت وسط روضه سخنرانی میکرد بعد یهو گفت الان بیشتر فامیلای مادری و میشناسن اهمیت میدن نه پدری رو
بعد یه نگاه کردم به ستایش بش گفتم تو کی؟
بعدش ریسه رفتم🤣
بابا دوتا ملا داشت
بعد عوض شد..
کلی داشت حرف میزد من اینجوری بودم که حاج خانوم ما از چهار و نیم اینجاییم شما پنج اومدی🤣