شامگاهِ دلتنگی ستارهای خاموش شد؛
دلِ مدینه دوباره به سوگ نشست
و آسمان داغدار شد.
آنکه شبهایش محراب راز و
روزهایش آینهدار صبر بود، پر کشید..
زینالعابدین، سیدالساجدین،
وارثِ غمِ کربلا،
آنکه ستونِ ایستادگیِ اهل حرم بود،
با چشمانی که هنوز تصویرِ سرِ بریدهی
پدر رادر نیزهها میدید؛
و با دلی که زخمِ شام را در خود میگریست..
لبیک گفت به دعوت معشوق .
او رفت؛
اما دعای سحرگاهش هنوز
بیدارمان میکند
و صدای آهِ شبهایش هنوز
در قلبِ شیعه جاریست.
[ زهر نوشیدو رفت اما دعایش
هنوز در دل شب میسوزد. ]
#فور
حَنینالحِیدَر ؛
_
دل از هوای کربلا بیتاب و سرگردان شدهست؛
چشمم اسیرِ گریه و جانم گرفتارِ دعاست..!
حَنینالحِیدَر ؛
_
از کوفه تا شام و حرم یک عمر عاشق سوختم؛
اما براتِ کربلا در مشهدالرضا بهجاست .
حَنینالحِیدَر ؛
_
ای قبلهگاهِ عاشقان ای قبلهی آهو صفت ؛
ای ضامنِ آهوی دل وقتِ عطا وقتِ صفاست..
حَنینالحِیدَر ؛
_
در سایهسارِ گنبدت دل کربلایی میشود ؛
هر زائر تو کربلا را میخرد ،بیادّعاست .
حَنینالحِیدَر ؛
_
آقا! به حقّ مادرِ پهلو شکسته ات فاطمه؛
نام مرا بنویسی در زوّارِ اربعین رواست..