حَنینالحِیدَر ؛
_
دل از هوای کربلا بیتاب و سرگردان شدهست؛
چشمم اسیرِ گریه و جانم گرفتارِ دعاست..!
حَنینالحِیدَر ؛
_
از کوفه تا شام و حرم یک عمر عاشق سوختم؛
اما براتِ کربلا در مشهدالرضا بهجاست .
حَنینالحِیدَر ؛
_
ای قبلهگاهِ عاشقان ای قبلهی آهو صفت ؛
ای ضامنِ آهوی دل وقتِ عطا وقتِ صفاست..
حَنینالحِیدَر ؛
_
در سایهسارِ گنبدت دل کربلایی میشود ؛
هر زائر تو کربلا را میخرد ،بیادّعاست .
حَنینالحِیدَر ؛
_
آقا! به حقّ مادرِ پهلو شکسته ات فاطمه؛
نام مرا بنویسی در زوّارِ اربعین رواست..
برو ای گدای ِعاشق درِخانهیِ رقیه؛
دختراست و خوب دارد رگ ِخواب شاه ِمارا .³¹⁵
هرکسی را میلِ دل باشد بسوی این و آن ؛
میلِ جانِ ما به عالم نیست اِلا سوی تو .|128