حَنینالحِیدَر ؛
_
بیچاره دستی که گدای مجتبینیست؛
یا آن سری که خاک پای مجتبینیست.
حَنینالحِیدَر ؛
_
بر گریه ی زهرا قسم مدیون زهراست؛
چشمی که گریان عزای مجتبی نیست.
حَنینالحِیدَر ؛
_
وقتی سکوتش این همه محشر به پا کرد؛
دیگر نیازی به صدای مجتبی نیست..
حَنینالحِیدَر ؛
_
در کربلا هر چند با دقت بگردی؛
چیزی به جز عشق و صفای مجتبی نیست..!
حَنینالحِیدَر ؛
_
کرب وبلا با آن همه داغ مصیبت..
همپایه ی درد و بلای مجتبینیست .
در ذیل خطبه های فصیح تو گفتهاند:
اصلا کسی شبیه تر از تو به'حیدر'نبود و نیست .