@Hanun110دعای عهد.mp3
زمان:
حجم:
2.4M
ـ
اَلسّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الزَّمانِ،:)💚
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یاخَلیفَةَ الرَّحْمانِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یاشَریکَ الْقُرْآنِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یاقاطِعَ الْبُرْهانِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یاإِمامَ الْإِنْسِوَ الْجانِّ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَعَلى آبائِکَ الطَّیِّبینَ
وَ أَجْدادِکَ الطَّاهِرینَ.
#عهدباپدر
ـ
با نامحرم زیاد و بی دلیل صحبت
کنید حیا و عفت از دست میرود !
- شهید ذولفقاری -
ـ
ـ
زیر سم اسبها، از درد به خود
میپیچید،صدا زد:
«عمو جان! به دادم برس.»💔
حسین علیهالسلام شتابزده آمد بالای
سر قاسم،مثل شیری خشمگین،
و ضربهای به قاتل قاسم زد.
ـ
@ostad_shojaeمهارت مبارزه با غم ۱۰.mp3
زمان:
حجم:
13.2M
کارگاه #مهارت_مبارزه_با_غم ۱۰
در پادکست دهم میشنوید:
• اهل شک و بدبینی، آدمهای غمگینیاند ! چرا؟
• چرا بعضی دینداران شادند و آرام، و بعضی همیشه غمگین و افسرده و طلبکار؟
• چگونه غمِ ناشی از مشکلات و سختیهای زندگی را از قلبم بیرون کنم
حَنــــون¹¹⁰
ـ اَلسّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الزَّمانِ،:)💚 اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یاخَلیفَةَ الرَّحْمانِ، اَلسَّلامُ
آنچہ در حَنــــــHanunــــون گذشت🖤↻
@Hanun110دعای عهد.mp3
زمان:
حجم:
2.4M
ـ
اَلسّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الزَّمانِ،:)💚
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یاخَلیفَةَ الرَّحْمانِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یاشَریکَ الْقُرْآنِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یاقاطِعَ الْبُرْهانِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یاإِمامَ الْإِنْسِوَ الْجانِّ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَعَلى آبائِکَ الطَّیِّبینَ
وَ أَجْدادِکَ الطَّاهِرینَ.
#عهدباپدر
ـ
حضرت قاسم داماد کربلا نبودند.
به این بهانه مجلس عزا رو به عروسی
تبدیل نکنید...
این بدعت هایی است که وارد دین شده...
حضرت قاسم نهایت ۱۳/۱۴سالشون بوده تو کربلا
تاریخ رو درست بخونیم...
ـ
ـ
🔴حضرت آقا وقتی وارد میشدند اول با من احوالپرسی میکردند...
🔹اتاقی که در آن جلسات آقای خامنهای برگزار میشد، خیلی ساده بود. دیوارهای سیاهی داشت و رنگش از بین رفته بود. از ایشان اجازه خواستم اتاق را رنگ کنیم، ولی قبول نکردند. در تمام مدتی که در ریاست جمهوری کار میکردم، حاج آقا خامنهای تنها کسی بود که وقتی وارد میشد، اول میآمد پیش من و احوالپرسی میکرد و بعد میرفت داخل اتاقش. خیلی خوشاخلاق و شوخطبع بودند.
🔹بهشدت حواسشان به بیتالمال بود. یکبار در دفتر حاج آقا خامنهای جلسه بود. من یک سینی چای ریختم و بردم برای مهمانها. برای هر کسی یک فنجان چای گذاشتم. وقتی که بعد از چند دقیقه رفتم استکانها را جمع کنم، دیدم عدهای چایشان را نخوردهاند و سرد شده. بعد از جلسه، آقای خامنهای من را صدا زد و گفت: صفرخانی، از این به بعد خواستی برای مهمانها چای بیاوری، نگذار جلویشان. تعارف کن تا هر کسی خواست بردارد. اضافهاش را برگردان در قوری تا اسراف نشود.
🔹راوی: پدر شهید صفرخانی، آبدارچی نهاد ریاست جمهوری در دوران مسئولیتِ آیتالله خامنهای
#حضرتآقا
ـ