eitaa logo
حرف آخر • حکایت و پند •
66.5هزار دنبال‌کننده
10.7هزار عکس
7.3هزار ویدیو
2 فایل
تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران 🇮🇷 -سخنان پر مفهوم بزرگان ایران و جهان -حکایت های جالب و آموزنده تعرفه تبلیغات 👇 https://eitaa.com/joinchat/1314784094C8c098d28af
مشاهده در ایتا
دانلود
📗حکایت_ملانصرالدین روزی بود ، روزگاری بود . در یکی از روزها دوستان ملا نصر الدینی با عجله در خانه ی ملا را زدند و با او گفتند : حاکم شهر عوض شده و حاکم جدیدی آمده . ملا گفت : حاکم عوض شده که شده ؟ به من چه ؟ دوستانش گفتند ، یعنی چه ؟ این چه حرفی است ؟ باید هر چه زودتر هدیه ای تهیه کنی و برای حاکم جدید ببری . ملا گفت : آها ؛ حال فهمیدم پس من باید هدیه ای تهیه کنم و ببرم پیش حاکم جدید تا اگر فردا برای شما گرفتاری پیش آمد ، واسطه بشوم و از حاکم بخواهم کمک تان کند ؟ دوستانش گفتند : بله همین طور است . ملا گفت : این وسط به من چه می رسد ؟ دوستانش گفتند : بابا تو ریش سفیدی ، تو بزرگی . یکی از دوستان ملا ، گفت : ناراحت نباش ، هدیه را خودمان تهیه می کنیم . یک مرغ چاق و گنده می پزیم تا تو مزد آن را به خانه ی حاکم ببری . ملا گفت : دو تا بپزید . یکی هم برای من و زن و بچه ام . چون من باید فردا ریش گرو بگذارم آنها قبول کردند و فردا با دو مرغ بریان به خانه ی ملا آمدند . ملا یک مرغ را به زنش داد و مرغ بریان دیگر را در سینی گذاشت تا نزد حاکم ببرد . در راه اشتهای ملا تحریک شد و سرپوش سینی را برداشت و یکی از پاهای مرغ را کند و خورد و دوباره روی آن را پوشاند و نزد حاکم برد . حاکم سرپوش را برداشت تا کمی مرغ بخورد . دید که ای دل غافل . مرغ ملا یک پا دارد . سوال کرد چرا مرغ بریان یک پا دارد . ملا گفت : مرغ های خوب شهر ما یک پا دارند . حاکم فهمید که ملا بسیار زرنگ و باهوش است و به او گفت : ناهار میهمان ما باشید از‌ آن به بعد هر کسی که روی حرف نادرست خود پافشاری کند می گویند : مرغ ایشان یک پا دارد . @Harf_Akhaar
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱بعد دیدن این ‌کلیپ دیگه هرگز منفی صحبت نمیکنی @Harf_Akhaar
در عجبم از مردی که از ترس خط و خش به ماشینش چادر می پوشاند اما همسر و دخترش را بدون چادر در خیابان رها می کند ! @Harf_Akhaar
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
، ‌ این ابیات ، دریچه‌ای‌ست به سوی تامل در باب عشق در عصر حاضر ؛ عصری که در آن نمادهای دیرین عشق و شور رنگی دیگر گرفته‌اند .. ‌ این حقیقتی تلخ اما اجتناب‌ناپذیر است که شاعر با هنرمندی تمام ، در تار و پود کلام خود تنیده است. گوش جان بسپارید. @Harf_Akhaar
تا وقتی کسی در کنارت هست خوب نگاهش کن...! گاهی آدم ها آنقدر سریع میروند که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند!! @Harf_Akhaar
ـ🌱🌱🌱 بهترین نکات آداب معاشرت و اجتماعی که هر آدم با شعوری باید بلد باشه : اگه کسی یه بار تلفنتو جواب نداد دوباره بهش زنگ نزن. اگه پول قرض کردی زودتر از اون که طرف درخواست کنه پسش بده. اگه کسی برای وعده غذایی به رستوران دعوتت کرد گرون ترین غذا رو انتخاب نکن اگه یک بار دوستت پول تاکسیت رو پرداخت کرد دفعه بعد تو پرداخت کن اگه رفتاری با کسی داشتی و خوشش نیومد دیگه تکرارش نکن هیچ وقت جلوی فقرا از ثروت حرف نزن در زمان بندیت همیشه دقت کن و بد قول نباش رازهای ادمارو با خودت به گور ببر هیچوقت زیر قولی که دادی نزن اگه کسی عکس از گالریش نشون داد دیگه عکس قبل و بعد رو نگاه نکن. وقتی یکی حتی یه کار کوچیک برات انجام میده ازش تشکر کن @Harf_Akhaar
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پو.ل و پارتی هیچ وقت باعث ماندگاری نخواهد شد! @Harf_Akhaar
ـ🌱🌱🌱 ولی باباها مظلوم ترین فرد خونوادن، حتی مظلوم تر از فرزند اول پولشونو که تقسیم میکنن بین همه خونوادشونم که سالی یه بار فقط دعوت میشن تنها ریاستی هم که دارن خاموش کردن برق و کولر و کم کردن بخاریه یه چیزاییم هست که اصلا روحشونم خبر نداره ولی مامانا همش میگن "بابات گفته نه" خلاصه اینکه خیلی عزیزن @Harf_Akhaar
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منی ک کل زندگیم تویی..😔❤️‍🩹 🏴 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@Harf_Akhaar
26.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کارگردان دنیا خداست! مهم نیست نقش ما ثروتمند است یا تنگدست...🌱 ‌‌‌‍‌‎‎‎‎‎‎‎@Harf_Akhaar
🌱متنی_از_جنس_طلا هر کس به طریقی بالا می آید! یکی پایش را بر سر دیگری می گذارد یکی دستش را در جیب دیگری. دیگری دستش را بر زانوی خود میگذارد یکی هم پایش را بر روی تمام احساسات یا وجدانش. در آخر کسی در جای خود نمی ماند همه بالا می روند... مهم این است وقتی به آن بالا رسیدیم دریابیم چه ‌چیزی به دست آوردیم و چه چیز را به چه قیمت از دست دادیم...! @Harf_Akhaar
📗اولین زنی که به حضرت نوح (ع) ایمان آورد عموره، همسر صالحه حضرت نوح مادر سام و یکی از اجداد پیامبر بزرگوار اسلام، حضرت محمد است. عموره اولین زنیست که به حضرت نوح ایمان آورد. او قبل از ازدواج شنید که حضرت نوح با صدای بلند می گوید: ای مردم بگویید: لا اله الا الله و شهادت دهید که آدم و ادریس دو پیامبر برگزیده خدا بودند و بعد از من ابراهیم می آید که او نیز خلیفه خداوند است، بعد از او حضرت موسی و عیسی می آید که عیسی از روح القدس خلق خواهد شد، حضرت محمد مصطفی(ص) آخرین پیامبر خداست در این هنگام ندای حضرت نوح کوهها را به لرزه درآورد، آتشکده ها خاموش شد و عموره نیز با شنیدن آن صدا ایمان اورد. پدر عموره عصبانی شد. وی را تنبیه کرد و گفت: می ترسم پادشاه از جریان آگاه شود و ترا بکشد! عموره گفت: ای پدر! کجاست عقل و دانش مگر مشاهده نمی کنی. این مرد تنها و ضعیف، با یک فریاد، همه شما را هراسان کرد؟ اگر او پیامبر الهی نبود، هرگز جرات نمی کرد که چنین سخنانی را بگوید. ایمان راسخ عموره، باعث یک سال بدون غذا زندانی شدن او توسط پدرش شد. پس از یک سال که او را بیرون آوردند، نور عظیمی سرتاسر وجودش را احاطه کرده بود. پدر از حالت نیکویش تعجب کرد و پرسید: چگونه بی طعام، در زندان به سر بردی و نورانی و زنده ای؟ دختر گفت: در زندان به پروردگار نوح استغاثه کردم و حضرت نوح با استفاده از اعجاز، برایم غذا می آورد! پس از آزادی از زندان، حضرت نوح با عموره ازدواج کرد و ثمره آن، فرزند صالحی به نام «سام» بود که جانشین حضرت نوح شد @Harf_Akhaar