eitaa logo
حرف آخر • حکایت و پند •
66.5هزار دنبال‌کننده
10.7هزار عکس
7.3هزار ویدیو
2 فایل
تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران 🇮🇷 -سخنان پر مفهوم بزرگان ایران و جهان -حکایت های جالب و آموزنده تعرفه تبلیغات 👇 https://eitaa.com/joinchat/1314784094C8c098d28af
مشاهده در ایتا
دانلود
. خدا همون موقع که داشت اثر انگشت هرکسی و مختصِ خودش می آفرید میدونس آدمیزاد موجودیه که بعدها زیر همه چی میزنه... @Harf_Akhaar
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه دیالوگ قشنگی تو سریال ‎لوسیفر بود که میگفت: "باخت و ناراحتی ای که باعث بشه آدمارو بشناسی خودش یه برگ برنده است!" همینو بفهمیم واقعا زندگی ساده تر‌میشه. @Harf_Akhaar
هر وقت که دستت از همه جا کوتاه شد بگو: وأُفَوِّضُ أَمْرِ‌ی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّـهَ بَصِیرٌ‌ بِالْعِبَادِ کارم را به خدا می‌سپارم خداوند بینای به بندگان است @Harf_Akhaar
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 _روز تا اربعین سه مرتبه بگو: صلَّی اللهُ علیكَ یا ابا عبدالله که سلام از دور و نزدیک به امام حسین می‌رسد... @Harf_Akhaar
❓متن پیام: آیا بد حجابی حق الناس است؟ ✅ پاسخ حجاب هم حق الله است و هم حق جامعه (يعني با رعايت حجاب، جامعه سالم مي ماند) از اين جهت که فرمان الهي رعايت نشده است حق الله مي باشد و از جهت ديگر که موجب به گناه افتادن ديگران مي گردد و همچنين گوهر عفت خود را که بايستي براي همسرش حفظ کند به ديگران عرضه مي کند، حق_الناس محسوب مي شود. @Harf_Akhaar
✍🏻‏هر اتفاقی که میفته و هر مسیری که میریم شاید باید پیش میومده و تجربش میکردیم تا از یکسری چیزهایی آگاه بشیم که ممکنه به صورت عادی نمیدیمشون ولی لازم بوده که بهشون نگاه کنیم. بنابراین به جای گله و شکایت دائمی از زندگی گاهی لازمه تا مسیرمون رو ارزیابی کنیم @Harf_Akhaar
.. 🌱بزرگترین اقیانوسِ دنیا «آرام» است... 🌱آرام باش تا بزرگترین باشی... @Harf_Akhaar‌ ‌‌‎‌⠀‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‎‌‌‎‌‍‌‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎
📗فقر و غنا ▫️یکی ازعلمای اهل بصره می گوید: روزگاری به فقر وتنگدستی مبتلا شدم، تا جایی که من وهمسر وفرزندم چیزی برای خوردن نداشتیم ▪️خیلی بر گرسنگی صبر کردم پس تصمیم گرفتم خانه ام را بفروشم و به جای دیگری بروم درراه یکی از دوستانم به اسم ابانصررا دیدم و او را از فروش خانه باخبرساختم ▫️پس دوتکه نان که داخلش حلوا بود به من داد و گفت: برو و به خانواده ات بده… به طرف خانه به راه افتادم ▪️در راه به زنی و پسر خردسالش برخورد کردم به تکه نانی که در دستم بود نگاه کرد و گفت : این پسر یتیم و گرسنه است و نمی تواند گرسنگی را تحمل کند چیزی به او بده خدا حفظت کند ▫️آن پسر نگاهی به من انداخت که هیچگاه فراموش نمی کنم گفتم : این نان را بگیر و به پسرت بده تا بخورد، بخدا قسم چیز دیگری ندارم و درخانه ام کسانی هستند که به این غذا محتاج ترند ▪️اشک از چشمانم جاری شد و درحالی که غمگین و ناامید بودم به طرف خانه برمی گشتم ▫️روی دیواری نشستم و به فروختن خانه فکر می کردم که ناگهان ابانصر را دیدم که ازخوشحالی پرواز می کرد و به من گفت: ای ابا محمد چرا اینجا نشسته ای در خانه ات خیر و ثروت است ▫️گفتم: سبحان الله ! از کجا ای ابانصر؟ گفت : مردی از خراسان از تو و پدرت می پرسد و همراهش ثروت فراونی است ▪️گفتم : او کیست؟ ▫️گفت : تاجری از شهر بصره است … پدرت سی سال قبل مالی را نزدش به امانت گذاشت اما بی پول و ورشکست شد سپس بصره را ترک کرد و به خراسان رفت و کارش رونق گرفت و یکی از تاجران شد، و حالا به بصره آمده تا آن امانت را پس بدهد ▪️همان ثروت سی سال پیش به همراه سودی که بدست آورده خدا را شکر گفتم و به دنبال آن زن و پسر یتیمش گشتم و آنان رابی نیاز ساختم ▫️درثروتم سرمایه گذاری کردم و یکی از تاجران شدم مقداری از آنرا هر روز بین فقرا و مستمندان تقسیم می کردم ▪️ثروتم کم که نمی شد زیاد هم می شد ▫️کم کم عجب و خودپسندی و غرور وجودم را گرفته بود و خوشحال بودم که دفترهای ملائكه را از حسناتم پر کرده بودم و یکی از صالحان درگاه خدا بودم ▪️شبی از شب ها در خواب دیدم که قیامت برپا شده و خلایق همه جمع شده اند و مردم را دیدم که گناهان شان را بر پشت شان حمل می کنند تا جایی که شخص فاسق ، شهری از بدنامی و رسوایی را برپشتش حمل می کند ▫️به میزان رسیدم که اعمال مرا وزن کنند گناهانم را در کفه ای و حسناتم را درکفه دیگر قرار دادند ، کفه حسناتم بالا رفت و کفه گناهانم پایین آمد ▪️سپس یکی یکی از از حسناتی که انجام داده بودم را برداشتند و دور انداختند چون در زیر هرحسنه (ریای پنهانی) وجود داشت مثل غرور، دوست داشتنِ تعریف و تمجید مردم ▫️چیزی برایم باقی نماند و درآستانه هلاکت بودم که صدایی را شنیدم آیا چیزی برایش باقی نمانده؟ ▪️گفتند : فقط همین برایش باقی مانده و آن همان تکه نانی بود که به آن زن و پسرش بخشیده بودم ▫️سپس آنرا در کفه حسناتم گذاشتند و گریه های آن زن را بخاطر کمکی که بهش کرده بودم، در کفه حسناتم قرار دادند کفه بالا رفت و همینطور بالا رفت تا وقتی صدایی آمد و گفت : نجات یافت @Harf_Akhaar
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بارون باشیم برای این نسل های خفته تا بیدارشن... @Harf_Akhaar
هیچ دنیایی با سکوت ویران نشده... هیچ قلبی با سکوت نشکسته... هیچ زندگی‌ای با سکوت از هم نپاشیده... و هیچ‌کس از سکوت پشیمان نبوده... سکوت همیشه نشانه‌ی رضا نیست گاهی یعنی گذشت، یعنی بخشش یعنی بزرگی دل♥️ @Harf_Akhaar
هر چیزی که از دست دادی بالاخره یه روزی به دست میاری ! استخوانی که شکسته دوباره ترمیم میشه ، سرمایه‌ای که نابود شده دوباره برمیگرده ، ماشینی که خراب شده دوباره درست میشه ، خونه‌ای که ویران شده دوباره ساخته میشه ، تنها چیزی که اگه از دست بره دوباره به دست نمیاد ؛ روزای جوونی‌مونه ، گذر عمرمونه ! پس انقدر سرسری ازش نگذر ،از لحظه به لحظه‌اش لذت ببر ؛ زندگی رو جوری زندگی کن که اگه ۵۰ سال بعد به سالهای قبلی زندگیت فکر کردی با حسرت نگی حیف عمری که بر باد رفت.! @Harf_Akhaar
34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱استاد_شجاعی ✘ چند خط قرمز خطرناک در دعواهای زن و شوهری وجود داره که؛ اگر یاد نگیریم حتماً زندگی‌مون نابود میشه! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@Harf_Akhaar