eitaa logo
حرف آخر • حکایت و پند •
66.6هزار دنبال‌کننده
10.7هزار عکس
7.4هزار ویدیو
2 فایل
تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران 🇮🇷 -سخنان پر مفهوم بزرگان ایران و جهان -حکایت های جالب و آموزنده تعرفه تبلیغات 👇 https://eitaa.com/joinchat/1314784094C8c098d28af
مشاهده در ایتا
دانلود
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼برای امام حسین علیه السلام منت نگذار 🌱استاد_دانشمند @Harf_Akhaar
🌱قدیما میگفتن: "آدم دوزاری رو اگه پنج زار حساب کنی باید سه زار تاوان بدی" پس مراقب آدمهای اطرافمون باشیم خرج الکی پشیمونیه زیاد میاره @Harf_Akhaar
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اربـعین آمد دلم را غم گرفت بهر زینب(س) عالمی ماتم گرفت سوز اهل آسمان آید به گوش ناله‌ی صاحب زمان آید به گوش 🖤اربعین حسینی بر همه ی عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) تسلیت باد.🖤 @Harf_Akhaar
🌼خوشحال کسانی هستند که: - در لحظه زندگی می‌کنند - کمتر غُر میزنند - و برای هر چیز کوچکی در زندگیشان شکر گذارند... @Harf_Akhaar
همیشه گفته‌اند: "دعا در حق دیگری زودتر مستجاب میشود" خدا هم این همدلی را دوست دارد.. گاهی بی‌ هیچ دلیلی خوشحال هستید و حالِ خوبی دارید.. یقین بدانید کسی برایتان دعا کرده، پس شما هم برای دیگران دعا کنید. @Harf_Akhaar
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچ وقت نماز تونو ترک نکنید تنها راه ارتباط با خدا نماز است @Harf_Akhaar
والتر وایت: پول‌‌ عوضت نمی‌کنه، بلکه نشون میده وقتی مجبور نیستی خوب باشی، واقعا کی هستی @Harf_Akhaar
📗روزگاری، لقمان حکیم در خدمت خواجه ای بود. خواجه، غلام های بسیار داشت. لقمان بسیار دانا همواره مورد توجّه خواجه بود. غلامان دیگر بر او حسد می ورزیدند و همواره پی بهانه ای می گشتند برای بدنام کردن لقمان پیش خواجه. ▫️روزی از روزها، خواجه به لقمان و چند تن از غلامانش دستور داد تا برای چیدن میوه به باغ بروند. غلام ها و لقمان، میوه ها را چیدند و به سوی خانه حرکت کردند. در بین راه غلام ها میوه ها را یک به یک خوردند و تا به خانه برسند، همه میوه ها تمام شد و سبد خالی به خانه رسید. خواجه وقتی درباره میوه ها پرسید، غلام ها که میانه خوشی با لقمان نداشتند. ▪️گفتند: میوه ها را لقمان خورده است. ▫️خواجه از دست لقمان عصبانی شد. ▪️خواجه پرسید: «ای لقمان، چرا میوه ها را خوردی؟ مگر نمی دانستی که من امشب، مهمان دارم؟ اصلاً به من بگو ببینم، چگونه توانستی آن همه میوه را به تنهایی بخوری؟!» ▫️لقمان گفت: من لب به میوه ها نزده ام. این کار، خیانت به خواجه است!» ▪️خواجه گفت: «چگونه می توانی ثابت کنی که تو میوه ها را نخورده ای؟ در حالی که همه غلام ها شهادت می دهند که تو میوه ها را خورده ای!» ▫️لقمان گفت: «ای خواجه، ما را آزمایش کن، تا بفهمی که میوه ها را چه کسی خورده است!» ▪️خواجه برآشفت: «ای لقمان، مرا دست می اندازی؟ چگونه بفهمم که میوه ها را چه کسی خورده است؟ هر کسی که میوه ها را خورده است، میوه ها در شکمش است. برای این کار باید شکم همه شما را پاره کنم تا بفهمم میوه ها در شکم کیست.» ▫️لقمان لبخندی زد و گفت: «کاملاً درست است. میوه ها در شکم کسی است که آن ها را خورده است. اما برای اینکه بفهمید چه کسی میوه ها را خورده است، لازم نیست که شکم همه ما را پاره کنید! ▪️لقمان گفت: دستور بده تا همه آب گرم بخورند و خودت با اسب و ما پیاده به دنبالت بدویم. ▫️خواجه پرسید: «بسیار خوب، اما این کار چه نتیجه ای دارد؟» ▪️لقمان گفت: «نتیجه اش در پایان کار آشکار می گردد!» ▫️خواجه نیز فرمان داد تا آب گرمی آوردند و همه از آن خوردند و خود با اسب در صحرا می رفت و غلامان به دنبال او می دویدند. ▪️پس از ساعتی، لقمان و همه غلام ها به استفراغ افتادند. آب گرمی که خورده بودند، هر چه را که در معده شان بود، بیرون ریخت! ▫️خواجه متوجه شد که همه غلام ها از آن میوه ها خورده اند، جز لقمان. خواجه غلام ها را به خاطر خوردن میوه ها و تهمت ناروا زدن به لقمان، توبیخ کرد و لقمان را مورد لطف قرار داد. 🌱آری، وقتی یک بنده ضعیف مثل لقمان، چنین حکمت هایی دارد، پس آفریننده او که خداوند جهان است، چه حکمت ها دارد. و حکمت ها همه در پیش خداوند است. @Harf_Akhaar
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
בلـم‌بــرات‌ تنـگ‌شــבـہ حســــین💔 یاحسین 🖤 @Harf_Akhaar
هر جای خالی ، لزوما جای نشستن نیست. هرگز ، جایی که شما به آن تعلق ندارید را برای زندگی، انتخاب نکنید. @Harf_Akhaar
📗حکایت جمعی به حاكم شكايت بردند كه دو دزد كاروان صد نفری ما را به غارت بردند ،حاكم پرسيدچگونه صدتن بر دو دزد چیره نگشتید؟يكی گفت آنها دو نفر بودند همراه و ما صد تن بوديم هریک تنها @Harf_Akhaar
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سعی کنیم با وقار ومتین کاری رو انجام بدیم تا اینکه دادوبیداد کنیم...✅ @Harf_Akhaar