«نوشتن از خود یکجور دست پیش گرفتن در برابر مرگ است و هراسِ فراموشی و فنا؛ مومیاییکردن نفس است، تمنّای پیشانداختن محاکمه است؛ شلاق تطهیر است بر خود و بر میدان دید یا خواست فراهمآمدن پیشاپیش طومار اعمالیست برای روز مبادا: چنانکه روسو در نخستین سطرهای اعترافاتش مینویسد در صور که بدمند، خواهم آمد این نوشته را به دست گرفته، آواز خواهم داد: اینست آنچه کردم و اندیشیدم و بودم.»
من درحال صرف ۲۵ ساعت وقتم جهت پیدا کردن خلاصه ترین جزوه ممکن تاریخ برای آزمون فردا درحالی که خود کتاب از اون جزوه هه کمتره:
رنگ هایی که در طبیعت وجود دارند، جلوهی شفق های قطبی در اسمان، کلکسیون لوازم قدیمی، اهنگ هایی که در انتهای پلی لیستم وجود دارند، لباس ها و تزئیناتی به رنگ قهوه ای، قفسهای پر از کتاب، عطرهای تلخ، بوی شکوفه ها، نوازشِ حیوانات خیابانی، دراز کشیدن در چمن ها، حس ازادی...
اینها تنها چیزهایی هستند که از به دنیا آمدن پشیمانم نمیکنند."
«مینویسی که جنگ لهت کرده، که دلت میخواهد بمیری...نامهات را میخوانم و درکت میکنم...ما هرگز پیش از این، چنین یکپارچه به دست نابودی سپرده نشده بودیم. من تو را میفهمم اما از آنجا به بعدش که میخواهی زندگیات را بر بنیان این یأس قرار دهی و یا پشت نفرتت سنگر بگیری، دیگر با تو موافق نیستم...»
_نامه آلبر کامو به یکی از دوستانش در آغاز جنگ جهانی
هدایت شده از 𝖱𝖾𝗒𝗇𝖺𝗋𝖽'𝗌 𝗁𝗈𝗆𝖾
Dean Martin4_5969654690583941930.mp3
زمان:
حجم:
1.9M
^᪲᪲🎄
هم یلدا و دوست دارم هم کریسمس...تعصب ندارم.
هرکدوم وایب قشنگ و متفاوت و در عین حال شبیه به همی به من میدن :")