"پوست" ترکی ظریف که شیشه را نریزانده. تمامش همین است: ظرافتِ هولناک. کاغذ به مثابه تن معنی شده است. همانقدر ظریف، حساس و به قاعده، اما غیرقابل پیشبینی. تصورِ تاب آوریِ سختِ کاغذ زیر رگبار سوزن.
- بخشی از استیتمنت پوست، سمانه مطلبی.
I'm hooked on HV-S5E-4 on Castbox. Check out this episode! https://castbox.fm/vb/772343179
من واقعا از کسی که سیتکامها رو بوجود آورده ممنونم. چون به معنای واقعی کلمه نمیدونم بدون سیتکامها میخواستم چیکار کنم.
انقد میخوام شروع کنم تاریخ روسیه رو از اول بخونم بعد دونه دونه کشور های بعدی مثل فرانسه و آلمان یا همون روم رو اینطور باز کنم که آخرش بتونم همه رو به هم مرتبط کنم و حس میکنم نتیجه باحالی خواهد داشت.
زندگی مثل راه رفتن در جنگل است، مدام نشانهها و علامتها را دنبال میکنید تا اینکه دیگر هیچ راهنمایی نمیبینید، حتی یکی. جنگل بیپایان است و گرسنگی هم فقط با مرگ تمام میشود.
یخبندان، توماس برنهارت، ترجمهٔ زینب آرمند