انقد میخوام شروع کنم تاریخ روسیه رو از اول بخونم بعد دونه دونه کشور های بعدی مثل فرانسه و آلمان یا همون روم رو اینطور باز کنم که آخرش بتونم همه رو به هم مرتبط کنم و حس میکنم نتیجه باحالی خواهد داشت.
زندگی مثل راه رفتن در جنگل است، مدام نشانهها و علامتها را دنبال میکنید تا اینکه دیگر هیچ راهنمایی نمیبینید، حتی یکی. جنگل بیپایان است و گرسنگی هم فقط با مرگ تمام میشود.
یخبندان، توماس برنهارت، ترجمهٔ زینب آرمند
به شخصه معتقدم توی ایران به خاطر همچین جوهایی برنامه های کمدی خوبی ساخته نمیشه، چون وقتی همچین اثری انقدر هیت بگیره دیگه کی جرئت میکنه کمدی بسازه؟
هرکس مرز هایی داره
بزرگ ترین کمدین های دنیا معتقد هستن توی کمدی کوچکترین خط قرمزی وجود نداره، چون تا یکی باشه پشت سرش هزاران هزار میاد و اینجوری اصلا کمدین چیکار میتونه بکنه؟ چی میتونه بسازه جز ...
بحث بحث فهمه
اینکه کمدی نباید همچین جایگاه پایینی داشته باشه، با کمدین ها نباید همچین برخوردی داشت و این واقعا مهمه که بفهمیم اون برنامه طنزه و باید در عین حال جدی گرفته بشه و روزی که طنز از یک جامعه پرت بشه بیرون و جاش رو به لودگی بده باید ترسید.
شاید اگر طنز نبود هیچ جامعه ایی نمی تونست پیشرفت کنه.
باید کمدی ساخته بشه و بهش پرداخته بشه و تلاش برای اصلاح اش انجام بشه نه اینکه تا وقتی کسی تلاشی کردبراش همه بریزن سرش.
اون فرد هیچی هم نباشه روی لب عده ایی خنده آورده، و مردمی که اینجور هیت میدن دقیقا دارن خنده رو از روی لب عده ایی بر میدارن...
کاش انقد درک داشته باشیم که بتونیم برخورد هایی که نسبت به موضوعات مختلف داریم رو کنترل کنیم.