براتون آرزو میکنم یه رفیقایی گیرتون بیاد که این وقت شب باهم از شدت خنده منفجر بشید :)🫂
وطنم زنده بمان ، زَخم تو را میبندیم . .
ته این قصهٔ غم ، از ته دل میخندیم (: !
مَحیا|Mahya
"جانسخت" شد نام ِتمام ِمردمان این دیار
تاریخ میگوید پس از ما، از شکوه و افتخار
ما در هجوم ِفتنهها سر خم نکردیم از غرور
ماندهست بر لبهای ما فریادِ ایمان، استوار
خون ِجگر خوردیم و از داغ ِبزرگان ِداغدار
اما مثال ِکوهها ایستادهایم اندر غبار !
هرچند از اندوهِ هجران دیدهها گشتهست تر
خون ِشهیدان میکند این راه را دنبالهدار
دشمن گمان میکرد از طوفان غمها خستهایم
غافل ز مردانی که هستند این وطن را پاسدار
تا پرچم حق در کف ما موج میگیرد هنوز
بر جای خواهد ماند این پیمان ِدیرین، پایدار
نه تنها غم ؛ که لبخند سلامت باد مستان هم
گواهی میدهد دنیای ِما ، دنیای ِشادی نیست .
روزی صد بار به مو میرسه ...
پاره هم میشه . من هی گره میزنم . هی گره میزنم . هی گره میزنم . هی گره میزنم.
مَحیا|Mahya
- حال ِنامیزون :)))
هرکس به روزگار کسی غبطه میخورد !
این حال و روزِ ماست ، ببین آرزوی ِکیست ؟
دنیا تماشاییست ، اما زندگی اینجا . . .
رنج دارد ، اندوه دارد ، خستگی دارد :) !