لحظهی تشییع من از دور بویت میرسید
تا دو ساعت بعد مرگم همچنان جان داشتم
برایت قهوه دم کردم بیا بنشین دمی اینجا
فقط لبخند بزن جانا و من گردم به قربانت.
هرچه می پوشی پرازمردانگی هستی ولی ،
سرمهای پوشیدنت ایمان من را می برد ..