eitaa logo
هیئت بانوان پیشکسوت زینبی «س» تاسیس ۱۴٠٠/۹/۴
84 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.9هزار ویدیو
226 فایل
ارتباط با مدیر کانال ya110s@
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷🗳 ✌️به حرمت خون پاک شهدا 😭به حرمت داغ دل خانواده های شهدا 🇮🇷به حرمت رییس جمهور شهیدمون ✊به حرمت سردار دلها 💫امروز با انتخابی آگاهانه 🌟آینده ای روشن 🇮🇷برای کشورمون رقم خواهیم زد ان شاالله🤲 🗳در انتخابات تیرماه امین مردم و انقلاب 🚩 👇👇 〰💠〰🌸〰💠 @Heiat1400_p_zeinaby 〰💠〰🌸〰💠
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♨️✌️ استراحت باشد بعد شهادت... ✍عزیزان تا لحظات پایانی امروز انرژی بذارید برای ترغیب فامیل و اطرافیان! با استعانت از خدا و شهدا، دل آن‌ها را هدایت کنید سمت شهید زنده، @Cwarfare@Cwarfare@Cwarfare
در ۱۴ تیر ۱۳۶۱ احمد متوسلیان در جایی از تاریخ گم شد...🕊 حاجی یادت به خیر که میگفتی: برای آنچه که اعتقاد دارید ایستادگی کنید حتی اگر هزینه اش تنها ایستادن باشید . . . ! 🚩 👇👇 〰💠〰🌸〰💠 @Heiat1400_p_zeinaby 〰💠〰🌸〰💠
10.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با استفاده از هوش مصنوعی صدای شهید خدمت آقای رئیسی رو....گوش کنید و انتخاب کنید روحشان شاد راهشان پر رهرو خیلی قشنگه حتما تا آخر ببینید☺️ 🚩 👇👇 〰💠〰🌸〰💠 @Heiat1400_p_zeinaby 〰💠〰🌸〰💠
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
15.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
محمدرضا! محمدرضا! ... حسین! محمدرضا کجایی؟! خط نمی‌شکنه!!! کجایی؟؟؟! ببین غرب‌گداها دارن ... !!! 🚩 👇👇 〰💠〰🌸〰💠 @Heiat1400_p_zeinaby 〰💠〰🌸〰💠
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
19.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غذای سنتی 🍖 🔮مواد لازم : پیاز، سیر کره ۲۰ گرم چوب دارچین زرشک ۲ مشت تخم مرغ ۲ عدد ماست غلیظ ۱ پیمانه بادمجون کوچیک ۲ عدد خلال پسته و بادوم ½ پیمانه نمک، فلفل سیاه، زردچوبه گوشت گوسفندی ۳۰۰ گرم برنج حدود ۳ پیمانه پودر هل ½ ق چ زعفران دم کرده گلاب ۲ ق غ شکر ۱ ق م 🚩 👇👇 〰💠〰🌸〰💠 @Heiat1400_p_zeinaby 〰💠〰🌸〰💠
25.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✂️༻‌ ༺✂️ 《 فقط با یه روسری شیک و خنک تابستونی بدوز😉》 ✔ بدون الگو ، بدون دوخت خاصیツ 🚩 👇👇 〰💠〰🌸〰💠 @Heiat1400_p_zeinaby 〰💠〰🌸〰💠
همان شب با شابلون استیل دورتادورش را نقش گل رز انداختم. رزها روی پارچه ساتن سفید و طلایی جلوه خاصی داشتند.ساعت ده شب بود که مادرت زنگ زد:((گفتن فردا آب قطع میشه،برقم!)) مامان که شنید زد توی صورتش:((وای خاک عالم،حالا چی کار کنیم سجاد؟)) سجاد و سبحان آمدند پیش تو.نیم ساعت بعد سه تایی باهم آمدید با یک تانکر.تانکر را در پارکینگ گذاشتید و بنا کردید به شستنش.تا دیر وقت شب صدای قهقهه تان شنیده میشد. _کف تانکر پر از خزه اس.دوماد آستینا بالا،خودت زحمتش رو بکش! تورا کرده بودند داخل تانکر و دادت بلند بود:((بابا چرا شلنگ رو گرفتین رو سرم،مظلوم گیر آوردین!)) مامان تو آشپزخانه غذا درست میکرد.زرشک پلو با مرغ و خورشت فسنجان.عطر و بوی غذا در خانه پیچیده بود.صدای جیغ و داد و گریه و خنده بچه ها بلند بود.تا نیمه شب همه بیدار بودند.دورتا دور پارچه قند سابی را با هویه گل زدم. _بابا این تانکر سوراخه! شلیک خنده شما از پایین می آمد.آن شب شاید دو سه ساعت بیشتر نخوابیدیم. یازده صبح مامانت آمد دنبالم تا برویم آرایشگاه.رفتم نشستم صندلی عقب.مواظب بودم از تو آینه نگاهم به نگاهت نیفتد.وقتی از آرایشگاه برگشتیم،چادرم را روی صورتم کشیده بودم تا دیده نشوم. مهمان ها دست زدند و کل کشیدند. مامان کاغذی را که بالای آن بسم الله الرحمن الرحیم نوشته بود،دست به دست می چرخاند. ‌ ⬅️.... 🚩 👇👇 〰💠〰🌸〰💠 @Heiat1400_p_zeinaby 〰💠〰🌸〰💠