تمام سعیم رو کردم که از آخرین لحظاتم استفاده کنم، وقت بیشتری با خودم گذروندم، با آدم های بیشتری آشنا شدم، تجربه های جدید کسب کردم، پیشرفت کردم.
تموم زندگیم پر از خاطره هایی بود که هرگز فراموش نخواهم کرد.
زمان میگذره ولی خاطرهها تا ابد باقی میمونن. ما به خاطره هامون و به لحظه های که گذروندیم گره خوردیم. شخصیت من رو همین لحظه ها ساخته. همین دقیقه هایی که چهارده سال توی مشتم داشتم و سعی داشتم ازش استفاده کنم.
گرچه از هیچکدوم از کارهام پشیمون نیستم اما هر وقت به خاطراتم و گذر زمان فکر میکنم بغض گلوم رو فشار میده
گرچه آماده اتفاق های جدیدم اما بازم میترسم. شاید دیگه نتونم خوشحال باشم
میدونم قراره رشد کنم. همون طوری که توی این سال ها رشد کردم. شخصیتم ارتقا پیدا میکنه. میتونم دنیا رو یه طور دیگه ببینم. بالاخره روحم کامل میشه
ولی امیدوارم باز هم فرصت داشته باشم. امیدوارم روتین زندگی روح من رو نابود نکنه. امیدوارم بتونم شجاع و خوشحال بمونم.