•. هلن 𓏲 ๋
بیاید رندوم کلمه بگید تا باهاشون شعر بنویسم
آهو / مهربانی
𖧧
گر نباشد گنبدت یا ویلنا دنیا چرا
باز میچرخد؟ قیامت میشود احوال ما
قلب من آهو و تو ضامن، درون برزخم
آمدی مولای من، صد جا ولی گفتی سه جا
گر حریم تو نبود، دیگر جهانم را چه سود؟
من حرم میخواستم گفتی کبوتر شو بیا
بغض و اشک و گریه بودم تا به مشهد آمدم
زائری غرق گنه، دست دعایی در هوا
یک سلام کوته و ناقص ز سوی من چه بود؟
پاسخم دادی سلام و اذن و بعد از آن دعا
قلب من بند ضریح تو گره خوردم به آن
مهربانی و رئوف، ای هشتمین مولا، رضا
•. هلن 𓏲 ๋
بیاید رندوم کلمه بگید تا باهاشون شعر بنویسم
درد
𖧧
شده گاهی که دلت عاشق معشوق شود؟
ولی معشوق فقط جای دگر یافت شود؟
شده قلبت بتپد تا که بیابی او را؟
ولی از بخت بدت گم شده پیدا نشود
شده که درد بتازد ز تنت اما تو
نتوانی بکنی کاری که پیدا نشود؟
شده که روح بمیرد و نماند اثری
ز توی مرده، ولی چشم کسی تر نشود؟
شده تنها بشوی یار نیاید سمتت؟
نه بود یار و نه معشوق؟ دلت تنگ شود؟
شده از یاد روی، او نرود از یادت؟
عاشقش باشی و ای وای، دلت تنگ شود
شده که اشک بریزی و نبیند احدی
که تو هم چشم به راهی ولی قسمت نشود
هدایت شده از End of beginning ⊹۰࣪
ولی سه نفرشون هنوز تو مدرسهان(=
ماکان، مسیحا، امیرعلی...
حموم رفتم، لباسامو اتو کردم، ساعتمو باتری انداختم، کیفمو چیندم، کفشمو تمیز کردم؛ همه چیز برای فردا آمادهست به جز خودم.