اوانجلین حالا میدانست این پیام قدیمی است.لوک هرگز از او نمیخواست به مغازه بیاید،در حالی که میدانست بسته شده است.اوانجلین نمیخواست گریه کند،فقط میخواست راهی پیدا کند تا به گذشته بازگردد؛به قبل از اگنس.به قبل از لوک.به قبل از آنکه پدر و مادرش را از دست بدهد.تنها چیزی که میخواست، فقط یک بار دیگر در آغوش گرفتن پدرش بود و حس نوازش مادرش بر روی موهایش.درد ناشی از دلتنگی لوک ، در برابر نبود پدر و مادرش ، حتی خراشی هم به حساب نمیامد. هنوزم دلش لوک را میخواست.اما چیزی که واقعاً میخواست،زندگی بود که از دست داده بود،و تمام عشقی که دیگر نداشت.
استفانی گاربرز | روزی روزگاری دلی شکسته
فراموش کردن عشق،آن هم زمانی که کس دیگری را برای دوست داشتن نداشته باشی، کار آسانی نیست.
هدایت شده از _𝑺𝒕𝒂𝒓 𝒘𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓_
[Unknown Artist]Love Story [SevilMusic].mp3
زمان:
حجم:
5.6M
برای Floral cup🌸✨
جود،
تو حال و حوصله بازی نداری.خیلی خب،منم حال و هوای آنها را ندارم.
بگذار صریح بنویسم...
عفو شدی،من تبعید تورا لغو کردم. حرف های که زدم را پس میگیرم بیا خونه.
بیا خونه و سرم فریاد بزن،بیا خونه و باهام دعوا کن،بیا خونه و قلبم و بشکن.
فقط بیا خونه...
هالی بلک | مجموعه کتاب پادشاه پریان