از میان دو واژه ی انسان و انسانیت اولی میان کوچه ها و دومی در لابه لای کتاب ها سرگردان است .
ویکتور هوگو ࣪ ִֶָ 𓏲
اگـر ڪٮٓـابها و فیـلمها یـك خوبے داشٮٓـہ باشـند، این اࡄـت که باعـث میشـوند بـرای مدٮٓےهمهچیز را فـراموش ڪنی.
به امید دل بستم، لانکالی
_هـــر بــار کـه از میــان جـادهای میگــذری ، یـا از جلــوی خانــهای عبـور میکـنی کـه قبــلاً دیـده بـودی ، چیــزی در تـو تغیــیر میکـند . تـو دیــگر همـان کـسی نیـستی کـه بـار قبـل از آنجـا عبـور کـردی . دنیــا همـان اسـت ، امـا تـو، بـا هـر تجـربهای کـه از آن گذشـتی ، کمـی متفــاوت شــدهای ؛ گــویی تکــهای از خـودت را در آن گوشــه یـا آن لحـظه جــا گذاشـــتهای . . .꩜
"هــاروکی موراکــامی"