دیدار با تـو یک دژآوو بود .
فکر میکنم قرن ها پیش تـورا در ماه دیدهام و به تـو قول دادم تا نفس کشیدنِ آخرین گل رز آبی کنارت بمانم ، طره های تـو ، همان طلوع خورشید در فرم انسان بود و حالا بعد از قرن ها باز قصهی ما ادامه دارد .
_مــن و عشــق و دلِ دیـــوانه بسـاطی داریــم؛ عقـــل هـی فلســفه میبــافد و مـا میخـــندیم . . .!