حالتی از تیمارستان را در زندگی خودم احساس میکنم ؛ بیگناه و در عین حال خطاکار نه در یک سلول ، بلکه در این شهر زندانیام .
کافکا
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چیزی در گوش قاصدک گفتم
از آرزو فراتر .
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم. چرا تحمل زندگی فامیلی را ندارم. آنقدر به تنهائی خودم عادت کردهام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم. تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم اصلاً استعدادش را ندارم .
بخشی از نامه فروغ فرخزاد