من آنقدر آدم بزرگواری نبودم که بتوانم توهین دیگران را ببخشم ؛ اما با گذشت زمان ، آنها را فراموش میکردم . برای همین ، کسی که فکر میکرد از او متنفرم ، وقتی میدید با لبخند به او سلام میکنم ، تعجب میکرد . بعضیها این رفتار را نشانه بزرگواری من میدانستند و بعضی ها فکر میکردند شخصیت ضعیفی دارم . اما حقیقت خیلی سادهتر بود ؛ من حتی اسم آن آدم را هم یادم رفته بود .
آدم وقتی با رنج خودش آشتی نکند ، همه دنیا برایش بهانهٔ درد میشود.
_انسان در جستوجوی معنا،ویکتور فرانکل
اکنون به نظر میرسد که صبور تر شدهام
اما چراغی در وجودم خاموش شدهاست که
دوست داشتم تا ابد روشن بماند. –عباس معروفی
چرا باید از مرگ بترسم؟
اگر من هستم، مرگ وجود ندارد. اگر مرگ وجود دارد، پس من نیستم. چرا باید از چیزی بترسم که فقط وقتی من وجود ندارم میتواند وجود داشته باشد؟
–اپیکور