و دردناک تر از خود مرگ این است
وقتی درمییابی،زندگی که میتوانستی
داشته باشی،هرگز آغاز نشده است.
اینجا میان چند خط،شاید خودت را پیدا کنی.
–لئو تولستوی
یکچیز دیگر هم بود که عذابم میداد،و آن
اینکه هیچکس شبیه من نبود و من شبیه هیچکسی نبودم. من تنهام و آنها باهم.
-فئودورداستایوفسکی
اگر این زندگی واقعا زیبا بود همه با شادی
از خواب بیدار میشدند و با اجبار به خواب
میرفتند؛ اما قضیه کاملا برعکس است. –آرتور شوپنهاور
آیا میدانی با ساز همگان رقصیدن و آنگونه
پای کوبیدن، گل افشاندن که همگان را
خوش آید و تحسین همگان را برانگیزد، از ما چه چیز خواهد ساخت؟
عمیقا یک دلقک! یک دلقک دردمند
دلآزرده؛ تا آخرین لحظههای حیات. .