دلم میخواست دستش را بگیرم و بگویم بمان، فقط همین. اما هیچوقت نگفتم…چون فکر میکردم آدمی مثل من، نباید به کسی بگوید بمان.
-چارلز بوکفسکی
ما مرده به دنیا میآییم. مدتهاست که دیگر نسلهای ما از پشت پدران و از رحم مادرانی زنده به دنیا نیامدهاند. دانستن این معنا حتی برایمان دلچسب است، لذت میبریم که چنین هستیم؛ ما ساختگی و تصنعی هستیم و دائما نیز بر این تصنعیبودن افزوده میشود. مدتهاست که به آن خو کردهایم. به گمانم به زودی بر آن خواهیم شد تا ترتیبی بدهیم که به صورت اندیشه محض متولد شویم.
_داستایوفسکی
احساس میکردم وقتی آدم تنها میشود، تمامی غم دنیا در وجودش خیمه میزند. احساس میکند آنقدر از دیگران دور شده که دیگر هیچ وقت نمیتواند به آنها نزدیک شود. میبیند که میان این همه آدم، حسابی تنهاست.
- عباسمعروفی
دريا را دوست دارم، نه براى موج هايش، براى اينكه خوب مى داند چطور یک تنهایی بی انتها را ارام به ساحل برساند.
ما به امیدوار بودن معتاد شدهایم ، صبح که بلند میشویم مثل کلاه ، پیراهن و کروات ، امیدواریمان را میپوشیم .
- نیمه تاریک ماه - هوشنگ گلشیری
اگـر رهـایـی بـدیـن معـنـاسـت کـه اهـمـیت فـروانـم کــه تـعـلق بـه ادم نـالایقـی چـون تـوست از سـر مـجـنونم بـیوفـتد جـان را بـرایـش میـدهـم ...!