اینک، بعثت ملت ایران!
تاریخ این انقلابِ پرماجرا، گواه است که هرگاه خطری بزرگ متوجه آن شده، "اعجاز خون"، باطل السحر نقشه ی گرگ های در کمین بوده است.
بقای اصل انقلاب را جنگ ۸ ساله، و عبور از گردنه ی سخت سال ۶۰ را خون بهشتی و یاران امام تضمین کرد.
امروز که پنجه در پنجه ی فرعون زمان انداخته ایم، امروز که رویاروییِ انقلاب با سران کفر و استکبار به اوج خود رسیده، روز بعثت دوباره ی ملت ایران است؛ و چیزی جز خون مقتدای شهیدش نمی توانست عامل این بعثت تاریخی باشد.
سوگواری و گریستن را بر دلدادگان سید شهدای امت خُرده نگیریم، اما به یاد داشته باشیم که امروز، نه هنگامه ی ترس، که گاهِ غلبه تاریخی این ملت سرافراز است.
https://eitaa.com/HistoricalWisdom
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بنده میدانم خدا چنین اراده کرده...
https://eitaa.com/HistoricalWisdom
دامنِ دوست، به صد خونِ دل افتاد به دست
به فسوسی که کند خصم، رها نتوان کرد
https://eitaa.com/HistoricalWisdom
ماجرای یک اخراج!
یک
سوره ی حشر، با بیان "ماجرای اخراج یهودیان بنی النضیر از مدینه" آغاز می شود. آنها توطئه ی قتل پیامبر (ص) را چیدند و تا اجرای آن هم پیش رفتند. اراده ی الهی از ایشان محافظت کرد، ولی خدا دستور به برخورد قاطع با توطئه گران داد.
دو
روایت قرآن از این ماجرا با این جمله ی تکان دهنده آغاز می شود: وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمۡ حُصُونُهُم مِّنَ ٱلله؛ و خیال می کردند که قلعه ها و دژهای مستحکمشان، در مقابل [اراده ی] خدا از آنان محافظت می کند.
سه
چگونه خیالات آنان رنگ باخت؟ فَأَتَاهُمُ ٱللَّهُ مِنۡ حَيۡثُ لَمۡ يَحۡتَسِبُواْ؛ خداوند از جایی که گمان نمی کردند به سراغشان آمد. به راستی یهودیان بنی النضیر چه چیزی را در محاسبات خود وارد نکرده بودند و خداوند از همان مسیر به آنان ضربه زد؟
چهار
علامه ی طباطبایی در تفسیر گرانسنگ المیزان، "آمدن خدا" را نفوذ اراده ی او در میان آنان می داند، نه آمدن از راه دژها و قلعه ها. اما اراده ی الهی از چه راهی به جنگ اراده ی کفار بنی النضیر آمده بود؟
پنج
این فراز از آیه ی ۲ سوره حشر، کلید فهم ماجرای بنی النضیر است: وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ اَلرُّعبَ؛ علامه می گوید که اراده ی خداوند از راه باطن آنها، یعنی از "راه قلب" به سراغشان آمد: رُعب را در دلهای آنان انداخت. رُعب، نه به معنای هر ترسی، بلکه آن ترسی را گویند که دل را لبریز کند.
شش
اما نتیجه ی پر کردن دل های آنان از رعب چه بود؟ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ؛ با دست خودشان خانه های خودشان را خراب کردند و تبعید از سرزمین شان را پذیرفتند. البته مومنین هم در این تخریب مشارکت کردند: وَأَيۡدِي ٱلۡمُؤۡمِنِين.
هفت
اما شکست بنی النضیر برای مسلمانان بدون دردسر نبود. یکی از مهمترین چالش هایی که برای مسلمانان ایجاد شد، روایت سازیِ بزرگان بنی النضیر بود: چرا مسلمانان به تخریب بناها و درختان دست می زنند؟ مگر آنها دم از صلح طلبی و آبادانی نمی زدند؟
هشت
پاسخ این روایت سازی را قرآن با قاطعیت می دهد: هر درختی که قطع کردید و هر درختی که باقی گذاشتید، به دستور خداوند بوده است. تردید به دل خود راه ندهید.
نه
امروز که عزم ملت ایران به درهم شکستن "اراده ی متکی به ابزار" طواغیت تعلق گرفته است، باید به وعده های الهی دلگرم بود و از رجزخوانی های سران کفر، به دل بیم راه نداد. "اراده ی متکی به ایمان" این ملتِ پولادین، نصرت الهی را جلب خواهد کرد. وقت پیروزی که رسید، لشکریان الهی با سلاح رعب نازل می شوند.
https://eitaa.com/HistoricalWisdom
خرَدِ تاریخ نِگر
ماجرای یک اخراج! یک سوره ی حشر، با بیان "ماجرای اخراج یهودیان بنی النضیر از مدینه" آغاز می شود. آن
زمان:
حجم:
4.5M
اراده ی متکی به ایمان و اراده ی متکی به وسیله؛
شما صدای حسن باقری را می شنوید!
https://eitaa.com/HistoricalWisdom
20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شما مطلع نیستید از کیفیت جنگ؛
کیفیت جنگ یک روز جلو رفتن است و یک روز عقب رفتن . . .
ایتا:
https://eitaa.com/HistoricalWisdom
بله:
https://ble.ir/Historicalwisdom
تبارشناسی یک بعثت؛ از مشهد تا تهران
✍ محمد حسین کاردان
یک
مفهوم "بعثت" را به هیچ روی نمی توان معنایی نوپدید در گفتار امام شهید انقلاب دانست. کتاب "طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن" به روشنی گویای آن است که "بعثت" مفهومِ کلیدیِ نظریه ی انقلاب در اندیشه ی اوست. بازخوانی دقیقِ بعثت در این کتاب - که حاصل جلسات ماه رمضان سال ۱۳۵۳ شمسی در مسجد امام حسن مجتبی(ع) مشهد است - و مقایسه ی آن با سخنرانی ایشان در حسینیه امام خمینی(ره) به مناسبت عید مبعث سال ۱۴۰۳، به خوبی نشان می دهد که هسته ی مرکزی نظریه ی انقلاب در اندیشه ی امام شهید، پس از گذشت ۵۰ سال دست نخورده باقی مانده است. بر این مبنا، آخرین بشارت او درست چند روز قبل از شهادت را که "مبعوث شدن مردم" بود، می توان آشکار ساختن پیوند میان نظریه-عمل از یک سو، و گذشته-آینده در افق انقلاب اسلامی از سوی دیگر فهم کرد.
دو
اگر "انقلاب" را از جنس "بعثت" بدانیم و اگر آموزه ی بنیادین آموزگار انقلاب اسلامی، مطهری شهید که: «انقلاب فکری ریشه سایر انقلاب هاست» را نیز به گزاره های روی میز تحلیلِ خودمان بیفزاییم، آنگاه باید چنین نتیجه گرفت که: "بعثت" پیش از هر چیز، از جنس "تحول در لایه ی درونی و معنایی" انسان است. بعثت در اندیشه ی خامنه ای شهید، نوعی از برانگیختگی است که بعد از رکود و رخوت اتفاق می افتد؛ در این برانگیختگی، آتشی به جان انسان افتاده و نوعی "تحول درونی" را در خود می یابد. این تحول، "جهان معنایی" او را دگرگون ساخته و تمام زوایای وجودی او را در می نوردد. "انسان مبعوث" اینک دیگر همان "انسانِ مسئول" است؛ مسئولیت او "جاری ساختن این جهان معنایی به عرصه ی حیات اجتماعی" است.
سه
این جهان معنایی که از آن سخن می گوییم، دقیقا چیست؟ از نگاه خمینی کبیر این جهان معنایی در یک کلام همان "جهان فطری" است؛ بعثت، رویدادی سترگ است که در آن انسان به "افق فطرت" باز می گردد، همان فطرتی که جز بر "توحید" سرشته نشده است. جاری شدن معانی توحیدی و فطری، از جانِ انسان مبعوث به عرصه ی حیات اجتماعی، "هدایت" یا "بعثت" یا همان "انقلاب" نام دارد. با این بیان آشکار می شود که این سه مفهوم، اولا حاکی از یک حقیقت واحدند، و ثانیا ابتدا در فردِ بعثت یافته و سپس در جامعه رقم می خورند.
چهار
جانمایه ی فطرت الهیِ انسان یعنی همان "توحید"، وقتی در رویداد "بعثت" به متن جامعه سرازیر شود، حاصلش جامعه ای است که نمی پذیرد هیچ قدرتِ زمینی-ولو هر اندازه عریض و طویل- معادلاتش را بر او تحمیل کند. مگر امام راحل عظیم الشان ما انقلاب اسلامی را "محصول تحول باطنی ملت ایران" نمی دانست؟ و مگر امام شهید ما در وصف خمینی کبیر نگفت: او "مضمون بعثت" را در زمانه ی ما محقق کرد؟
و مگر امروز که "ملت مبعوث شده ی ایران" با "اراده ی متکی به ایمان"، مقاومت در مقابل "اراده ی متکی به ابزار" را برگزیده است، می توان چیزی جز "بعثت خونین" سید شهیدان ملت ایران و امت اسلام را منشا این تحول درونیِ دوباره دانست؟
پنج
این بعثت اعجازگونه، در بستر یک رویارویی تاریخی با "بارزترین مصداق استکبار" در حال رقم خوردن است. جنگ، حرکت تاریخ روی دور تند است؛ در جنگ است که برخی جهان های معنایی، به سرعت توسط جوامع فراخوانده شده و هویت بین الاذهانی می یابند و برخی دیگر طرد می شوند. بعثت کنونی ملت ایران، در کارِ گشودن افق هایی خواستنی برای جامعه ی انسانی است؛ خیزشی دوباره با پیامی روشن: از ۲۲ بهمن ۵۷ دوران جدیدی در عالم آغاز شده است؛ دورانی که در آن دیگر انسان، گرگِ انسان نیست!
«خرَدِ تاریخ نِگر»
ایتا | بله @HistoricalWisdom
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 شب در دل خود بیم ها پنهان دارد، شب مبهم است؛ اما بی گمان صبحی به دنبال خود دارد!
✍ پروین اعتصامی در یکی از سروده هایش، ماجرای گفتگوی یک زیباروی و یک شمع را به تصویر می کشد؛
شاهدی گفت به شمعی کامشب/ در و دیوار مزین کردم
دیشب از شوق نخفتم یک دم/ دوختم جامه و بر تن کردم
وقتی آن زیباروی از شب بیداری خود می گوید و اینکه چگونه منزل را آراسته و هنرمندانه لباسی را برازنده ی خود دوخته است، شمع پاسخش می گوید که: اگر من ذره ذره نمی سوختم و روشنایی نمی دادم، تو نمی توانستی در تاریکی هیچ یک از این کارها را انجام دهی و در نهایت اینگونه گفتگو را خاتمه می دهد:
کارهایی که شمردی بر من/تو نکردی، همه را من کردم
حضور سلحشورانه و آگاهانه ی خیابانی مردم در این شب ها را، شاید بتوان با این شعر پروین توضیح داد. تمام شکوه و ایستادگی نیروهای مسلح کشور، در پرتو این حضور تاریخیِ رقم خورده است، مانند همان شمعی که با روشنایی اش، هر کاری را در شب تاریک و ظلمانی ممکن می سازد.
چراغ حضور ملت، ظلمات ترس و تردید را بدل به روشناییِ صبر و مقاومت کرده است. به امید صبح پیروزی.
«خرَدِ تاریخ نِگر»
ایتا | بله @HistoricalWisdom