eitaa logo
خرَدِ تاریخ نِگر
281 دنبال‌کننده
13 عکس
11 ویدیو
0 فایل
ارسال نظرات @Mh_kardan
مشاهده در ایتا
دانلود
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 شب در دل خود بیم ها پنهان دارد، شب مبهم است؛ اما بی گمان صبحی به دنبال خود دارد! ✍ پروین اعتصامی در یکی از سروده هایش، ماجرای گفتگوی یک زیباروی و یک شمع را به تصویر می کشد؛ شاهدی گفت به شمعی کامشب/ در و دیوار مزین کردم دیشب از شوق نخفتم یک دم/ دوختم جامه و بر تن کردم وقتی آن زیباروی از شب بیداری خود می گوید و اینکه چگونه منزل را آراسته و هنرمندانه لباسی را برازنده ی خود دوخته است، شمع پاسخش می گوید که: اگر من ذره ذره نمی سوختم و روشنایی نمی دادم، تو نمی توانستی در تاریکی هیچ یک از این کارها را انجام دهی و در نهایت اینگونه گفتگو را خاتمه می دهد: کارهایی که شمردی بر من/تو نکردی، همه را من کردم حضور سلحشورانه و آگاهانه ی خیابانی مردم در این شب ها را، شاید بتوان با این شعر پروین توضیح داد. تمام شکوه و ایستادگی نیروهای مسلح کشور، در پرتو این حضور تاریخیِ رقم خورده است، مانند همان شمعی که با روشنایی اش، هر کاری را در شب تاریک و ظلمانی ممکن می سازد. چراغ حضور ملت، ظلمات ترس و تردید را بدل به روشناییِ صبر و مقاومت کرده است. به امید صبح پیروزی. «خرَدِ تاریخ نِگر» ایتا | بله @HistoricalWisdom
تو فوق هر چه آهنی! @HistoricalWisdom
ظریف؛ نخواستن یا نتوانستن؟! یک از میان گزاره های موجود در یادداشت آقای دکتر ظریف در فارن افرز، این گزاره خیلی توجهم را جلب کرد: 《در نهایت، حتی اگر ایالات متحده ناچار به جمع‌کردن بساط خود و خروج شود، ایران نخواهد توانست دستاوردهای حاصل از مقاومت شجاعانهٔ خود در برابر تجاوز واشنگتن را به منافع ملموس تبدیل کند.》 دو آمریکا چه زمانی آنگونه که ظریف می گوید "ناچار به جمع کردن بساط خود و خروج" خواهد شد؟ پاسخ روشن است: زمانی که در رسیدن به اهداف خود و مهمتر از همه باز کردن تنگه ی هرمز موفق نشود. معنای این اتفاق چیست؟ گمان نمی کنم حتی یک نفر هم - احتمالا به جز خود ترامپ - ادعا کند که این چیزی جز شکست تمام عیار برای آمریکاست. اما دکتر ظریف براین باور است که در این فرض - دقت بفرمایید: حتی در فرض شکست آمریکا در جنگ - هم منفعتی عاید کشور نخواهد شد. سه وقتی ما در جهانی زندگی کنیم که آمریکا در آن یک ابرقدرت شکست ناپذیر است و باج سبیلش را می خواهد، می توان پذیرفت که بدون توافق با او، آب خوش از گلویمان پایین نرود؛ اما گزاره ی ظریف صراحتا درباره ی فرض شکست آمریکا مطرح شده است. چهار نمی توان قاطعانه پیش بینی کرد که آیا این جنگ با پیروزی ما به پایان خواهد رسید یا نه، اما می توان با قاطعیت گفت که "اگر" آمریکا در این جنگ شکست بخورد و نتواند اراده ی خود را در گره اصلی جنگ کنونی، یعنی تنگه ی هرمز غالب کند، ما پا به دنیایی خواهیم گذاشت که در آن می شود به آمریکا "نه" گفت؛ دنیایی که در آن باج ندادن به آمریکا به یک امر "ممکن" و "تکرارپذیر " تبدیل خواهد شد، نه امری "محال" و "غیر قابل دسترس". در شرایط مزبور، نه تنها جلب رضایت و توافق با آمریکا یک "ضرورت" نیست، بلکه حتی به احتمال فراوان "مضر" هم هست. پنج در تاریخ، جابجایی و تغییرات در سپهر جهانیِ قدرت را همواره نتیجه ی جنگ های بزرگ مشخص کرده است. شکست ایالات متحده در جنگ کنونی، بدون شک توان و موقعیت او در استمرار سیاست تحریم و انزوای ایران را نیز به شدت تضعیف خواهد کرد و به احتمال فراوان‌ می تواند تحریم ها را عملا بلاموضوع کند. شش به باور بخش زیادی از کارشناسان معتبر جهان، اکنون امکان رقم خوردن چنین نتیجه ای توسط ما، از هر زمان دیگری بیشتر است، اما در ذهن جناب آقای دکتر ظریف، حتی چنین اتفاقی نیز چیزی از قدرت آمریکا نمی کاهد! هفت رومن گاری، در یکی از داستانهای کوتاهش با نام "کهن ترین داستان جهان"، ماجرای یکی از نجات یافتگان اردوگاه‌های مرگ نازی ها را روایت می کند. او که مردی است به نام "گلوکمن"، توانسته از مرگ نجات پیدا کند و به بولیوی در آمریکای جنوبی برود. حالا سالهاست که جنگ تمام شده و نازی ها شکست خورده اند. دادگاه نورنبرگ هم برگزار شده و بسیاری از آنان اعدام شده اند. معدودی از جنایتکاران نازی هم فراری و تحت تعقیب اند. "گلوکمن" هر شب وقتی هوا تاریک می شد سبدی را پر از غذا می کرد و مخفیانه به مکان دورافتاده ای می برد. دوست او که می خواست سر از کارش در بیاورد، کمین کرد تا او را تعقیب کند. وقتی متوجه شد که "گلوکمن" هر شب برای یکی از جنایتکاران نازی که اکنون به طور ناشناس و از ترس دستگیری مخفیانه زندگی می کند، غذا می برد و مانند یک خادم به او رسیدگی می کند، بی اندازه شگفت زده شد. او با حیرت از "گلوکمن" پرسید: این مرد یک سال تمام هر روز تو را شکنجه داده؛ حالا به عوض اینکه پلیس را خبر کنی هر شب برایش غذا می بری؟ او پاسخ داد: قول داده است که دفعه ی دیگر با من مهربان تر باشد. هشت در ذهن کلوگمن، نازی ها همیشه ابرقدرت خواهند ماند حتی بعد از آن شکست مفتضحانه و برگزاری دادگاه نورنبرگ. جواد ظریف - نه اینکه نخواهد - بلکه "نمی تواند" جهانی را تصور کند که در آن آمریکا دیگر آن ابرقدرت سابق نیست، درست شبیه گلوکمنِ داستان رومن گاری! «خرَدِ تاریخ نِگر» ایتا | بله @HistoricalWisdom
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 امام خمینی(ره): شنیدم رئیس‌جمهور آمریکا گفته است که ایران مارا تحقیر کرد؛ این اول کار است؛ ایران تا آخر شما را تحقیر خواهد کرد! «خرَدِ تاریخ نِگر» ایتا | بله @HistoricalWisdom
جنگ یا آتش بس؛ مسئله این نیست! بخش اول ✍ محمد حسین کاردان 0⃣ پس از تصمیم کشور به پذیرش آتش بس موقت و شرکت در مذاکرات، بحث های دامنه داری بین گروه های مختلف مردم درگرفت. برخی به مخالفت با این تصمیم برخاسته و بعضی دیگر از آن دفاع کردند. بعضی هم با مشاهده ی حملات وحشیانه رژیم صهیونی به لبنان، جمهوری اسلامی را به کوتاهی در قبال حزب الله و عدم پاسخ قاطع متهم کردند. اما در این میان حقیقت چیست؟ راه درست کدام است؟ 1⃣ یکی از مهمترین عوامل آشفتگی ذهنی و ناتوانی در فهم حقیقت، گم کردن مسئله ی اصلی و پرداختن به نامسئله ها است؛ سوالاتی چون: آیا پذیرش آتش بس اقدام درستی بود؟ یا اینکه آیا با نقض آتش بس و حمله ی وحشیانه اسرائیل به لبنان، آیا ما نباید عملیات نظامی را از سر بگیریم؟ هیچکدام به مسئله‌ی اصلی نمی‌پردازند. 2⃣ مسئله ی اصلی این است: بازدارندگی حقیقی در مقابل دشمن چگونه رقم می خورد؟ به بیانی دیگر، چه چیزی می تواند امنیت ایران و سایر اضلاع محور مقاومت از جمله حزب الله را برای مدت طولانی تضمین کند؟ پاسخ دقیق به این سوال، تمامی نزاع ها را برطرف خواهد کرد. 3⃣ نخست باید بین آمریکا و رژیم صهیونی تفکیک قائل شد؛ آمریکا و رژیم اگرچه در اصل دشمنی با جمهوری اسلامی کوچکترین اختلافی ندارند، اما در شیوه ی دشمنی ورزیدن متفاوتند. اختلاف از آنجایی آغاز می شود که رژیم به دلیل ماهیت رو به زوالش، "اضطرار به جنگ" دارد، ولی آمریکا فاقد چنین اضطراری است. دست کم ادراک عمومی در میان نخبگان آمریکایی نسخه ی جنگ مستقیم با ایران را پیشنهاد نمی‌دهند. 4⃣ جنگ اخیر، همانطور که عموم تحلیلگران عقیده دارند، جنگ آمریکا نبود. طبق منطق هزینه-فایده، ورود آن‌ها به جنگ با ایران توجیه عقلانی نداشت؛ استیصال ترامپ و التماس های پشت پرده اش برای پیدا کردن راه خروج، به روشنی بیانگر آنست که او اگر از ابتدا تصور درستی از نتیجه ی جنگ داشت، هیچگاه قدم به این عرصه نمی گذاشت. روسای جمهور سابق آمریکا نیز این را به درستی درک کرده بودند. این بار اما حماقت ترامپ فرصتی استثنایی در اختیار نتانیاهو قرار داد تا از ارتش آمریکا در نقش سربازان رژیم صهیونیستی بهره برداری کند. 5⃣ ماجرای اسراییل اما متفاوت است؛ زیرا بقای دشمن قدرتمندی چون جمهوری اسلامی، رژیم را با خطر حقیقی و فوری رو به رو می سازد. رژیم صهیونی در مقابل ایران با یک "جنگ وجودی" مواجه است. عقل سلیم حکم می کند که بین طرفی که جنگ برایش مثل تنفس واجب است و کسی که از سر هوس های احمقانه و خیالات کودکانه وارد جنگ شده، تفاوت قائل شد. 6⃣ با توجه به شخصیت نامتعادل ترامپ از سویی، و کلکسیون ناکامی هایش در این نبرد از سوی دیگر، او که دیوانه وار به دنبال راه خروج از جنگ می گشت، ممکن بود هر لحظه دست به اقدامی دیوانه وار بزند. ابن سینا در جایی گفته است که: من از گاو می ترسم، چون هم عقل ندارد و هم شاخ دارد! درست است که آسیب این اقدام، در درجه ی اول متوجه او و دولت ایالات متحده می شد، اما به هر حال کشور عزیزمان نیز از گزند آن محفوظ نمی ماند. 7⃣ بیشینه ی منافع ایران در ادامه ی جنگ، استمرار حاکمیتش بر تنگه ی هرمز بود که با آتش بس هم محقق می شد؛ بنابراین هیچ نیازی به ادامه ی جنگ نداشت. ترامپ باید ضرب شست ایران را می چشید و با ریختن آبرویش از مبارزه ی مستقیم بیرون رانده می شد. شگفت آنکه جمهوری اسلامی نیز هوشمندانه این معنا را درک، و با ۱۰ شرط محکم، پنجره ای تحقیر آمیز برای خروج او باز کرد. واقعیت ماجرا طوری آشکار شد که اغلب صاحبنظران و رسانه های معتبر دنیا، ترامپ را بازنده ی غیر قابل انکار این میدان معرفی کردند. 8⃣ به باور نگارنده، با رقم خوردن این تجربه ی تلخ، آمریکا دیگر وارد جنگ مستقیم با ایران نخواهد شد، مگر هنگامی که شرایط از اساس تغییر کند و او برای بقای خودش ناچار به جنگ با ایران شود. بمباران وحشیانه ی لبنان توسط رژیم را می توان نتیجه ی خشم نتانیاهو از درک این واقعیت دانست. او همچنین می خواست به جبران ناکامی در رسیدن به دستاوردهای حداکثری جنگ، لااقل ایده ی "وحدت میادین" جبهه ی مقاومت را با چالش جدی مواجه سازد و دستش برای تجاوز و کشتار در لبنان باز بماند. «خرَدِ تاریخ نِگر» ایتا | بله @HistoricalWisdom
جنگ یا آتش بس؛ مسئله این نیست! بخش دوم و پایانی ✍ محمد حسین کاردان 9⃣ گره اصلی مسئله اما اینجاست: بازدارندگی در مقابل رژیم چگونه محقق می شود؟ پاسخ به این سوال چندان آسان نیست. رژیم مانند سگ هاری است که داشته های نیم بندش در حال دود شدن و به هوا رفتن است. جبهه ی درونی رژیم باور کرده که در حال یک "جنگ وجودی" است. این باور تاب آوری اش را افزایش داده؛ تا جایی که در اغلب نظر سنجی ها، ساکنان سرزمین های اشغالی، بر ادامه ی نبرد تا حصول نتیجه ی مطلوب تاکید می کنند. همچنین نمی توان این واقعیت را انکار کرد که رژیم به دلیل حمایت بی دریغ مالی، تسلیحاتی و تکنولوژیکی آمریکا، توان وارد آوردن ضربات جدی به زیرساخت های کشورمان را نیز دارد. همچنین می تواند لبنان را نیز به سرزمین سوخته تبدیل کرده و از این طریق، فشار اجتماعی سختی را به حزب الله وارد سازد. آمریکا نیز نشان داده که برای حمایت از رژیم، حد و مرزی قائل نیست. 🔟 شهید حسن باقری که بدون کوچکترین مبالغه ای باید او را بنیانگذار دکترین دفاعی جمهوری اسلامی و محور مقاومت دانست، باور داشت که ما نباید با دشمن سینه به سینه شویم، بلکه باید او را دور بزنیم؛ او معتقد بود به جای ضربه زدن به نقاط قوت دشمن، باید به نقاط ضعفش آسیب زده و او را دچار فروپاشی کنیم. اما نقطه ی ضعف اسرائیل چیست؟ 1⃣1⃣ اسرائیل مانند فرزند ننر و فاسدی است که به پشتوانه ی پول و قدرت پدر، از ارتکاب هیچ جنایت و فسادی بیم ندارد. رگ حیاتیِ این فرزند را تنها یک چیز می تواند قطع کند و آن قطع حمایت پدر است. سید شهید نصرالله این معنا را به درستی دریافته بود؛ او پایان اسرائیل را تنها در بالارفتن هزینه های حمایت از رژیم و اجبار آمریکا به قطع حمایت از این موجودیت فاسد می دانست. بنابراین نقطه ی ضعف رژیم، قطع حمایت موردی یا در صورت امکان دائمی آمریکاست. 2⃣1⃣ اما به راستی چه اهرمی می تواند آمریکا را وادار به قطع حمایت از رژیم کند؟ امروز پاسخ دادن به این سوال از هر زمان دیگری آسان تر است. تجربه ی جنگ ۴۰ روزه این واقعیت را آشکار کرد که شاهرگ حیاتی آمریکا و نظام سرمایه داری، مسئله ی اقتصاد و بالاخص انرژی است. 3⃣1⃣ جمهوری اسلامی تا همین لحظه درست ترین و دقیق ترین استراتژی را برای بازدارندگی در مقابل رژیم، حفظ ایده ی "وحدت میادین" و دفاع از حزب الله قهرمان در پیش گرفته است: در گام اول خارج ساختن آمریکا از صحنه ی نبرد و در گام دوم وادار ساختن او به مهار رژیم با استفاده از اهرم تنگه ی هرمز. عقب نشینی اجباری نتانیاهو و پذیرشِ آتش بس در لبنان نیز به خوبی نشان می دهد که این ایده بسیار کارآمدتر از پیشنهادهای احساساتی و ناپخته ای مثل از سرگیری دوباره ی جنگ بوده است. ممانعت نخست وزیر خودفروخته ی لبنان از آتش بس نیز یک امر عارضی است که بی شک کارآمدی اصل این ایده را زیر سوال نخواهد برد. 4⃣1⃣ ناگفته پیداست که برجسته سازی اهرم اقتصادی به معنای کم اهمیت جلوه دادن توان نظامی نیست؛ بالعکس، این دست قدرتمند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است که به پشتوانه ی ملت، می تواند این اهرم را فعال نگاه دارد، همانگونه که تا کنون نیز چنین بوده است. اعمال حاکمیت بر تنگه ی هرمز در نبرد ۴۰ روزه اولا به ما نشان داد که: این امر "ممکن و شدنی" است، و ثانیا به آمریکا این درس بزرگ را داد که: ایستادن در مقابل اراده ی ملت ایران "ناممکن و نشدنی" است. «خرَدِ تاریخ نِگر» ایتا | بله @HistoricalWisdom
در ستایش اصالت! ✍ محمد حسین کاردان 1⃣ مطهریِ شهید را می توان از زوایای مختلف مورد تجلیل قرار داد، ولی من همیشه دوست دارم او را با مفهوم "اصالت" به یاد بیاورم. اصیل ترین و ناب ترین صورت اندیشه ی انقلاب اسلامی را باید در میراث برجای مانده از مطهری جستجو کرد. این گزاره، مبنای روش شناسی اندیشه ی انقلاب، و نیز الفبای فهم آن است. جایگاه مطهری در اندیشه ی انقلاب اسلامی، بی نظیر است نه کم نظیر. خمینی کبیر و خامنه ای شهید همان اول آب پاکی را روی دست همگان ریختند و جایگاه بلامنازع متفکر انقلاب را از آن مطهری دانستند و لاغیر. و از آنجا که اجتهاد در مقابل نص ممنوع است، کسی را نمی رسد که بخواهد در مقابل نص صریح رهبران انقلاب، راه تفسیر و تاویل های ناروا را بگشاید. 2⃣ این تجلیل ها، هیچ یک به معنای جمود و بستن راه بر تکامل اندیشه نیست. اگر خامنه ای شهید می گفت "مبنای جمهوری اسلامی تفکرات شهید مطهری است" و در ادامه اش با قید "و لاغیر" راه را بر هر گونه تفسیر و تاویل می بست، اما همزمان هشدار می داد که نباید در مطهری متوقف شوید. جمع این دو سخن چندان دشوار نیست. مطهری فونداسیون محکمی برای اندیشه ی انقلاب پایه گذاری کرده است که باید بر روی آن طبقات مختلف ساخته شود و بالا بیاید. هشدار رهبر کبیر و رهبر شهید در معیار قرار دادن مطهری، به معنای ماندن در مطهری و پیش نرفتن نیست. از قضا لزوم ادامه یافتن راه مطهری را می رساند. چیزی که رهبران انقلاب به روشنی از آن نهی کرده اند، تولید یک فونداسیون منطقی جدید برای انقلاب اسلامی است. همان چیزی که امروز به وفور شاهد آن هستیم؛ کسانی که به زور می خواهند مسجد ضراری برای اندیشه ی انقلاب بسازند، با بهره گیری از مفاهیم برساخته ی فیلسوفان غربی، غرب ستیزی را تئوریزه می کنند و با استفاده از آموزه های اخباری و اشعری، از تمدن اسلامی سخن می گویند. غافل از آنکه برای بهره گیری از تراث اصیل شیعی، باید بر شانه های مطهری بایستیم، که اگر چنین کنیم، بر شانه ی ۱۴۰۰ سال تلاش اصحاب فقاهت و حکمت شیعه ایستاده ایم. 3⃣ اگر در صدر اسلام از امثال کعب الاحبار رونمایی کردند تا کسی از اسلام حقیقی با خبر نشود، اینجا هم هر ماه و سال از تئوریسین های خودخوانده و میانمایه رونمایی کردند تا صدای مطهری به گوش کسی نرسد. اگر کعب الاحبار با بهره گیری از اسرائیلیات، پروژه ی تحریف و قلب مفاهیم اسلامی را پیش برد، اینجا نیز کسانی با ترویج غرب ستیزی هایدگری، صدای تشکیک صدرایی را خاموش کردند. با بنا کردن نظریاتشان بر دیالکتیک هگلی، منطق زوجیت قرآنی را نشانه رفتند. نو اخباری ها، مدعی تولید اندیشه ی پشتیبان انقلاب شدند، اما در حقیقت، عقلانیتِ انقلاب اسلامی را به مذبح بردند. و این ها هیچکدام ممکن نمی شد مگر با حذف مطهری. و حذف مطهری از معادلات اندیشه ای انقلاب، نه به دست گروهک فرقان، که به دست "فرقانیسم" رقم‌ خورد. و ما امروز راهی نداریم، جز آن که به مطهری باز گردیم. «خرَدِ تاریخ نِگر» ایتا | بله @HistoricalWisdom