جنگ یا آتش بس؛ مسئله این نیست!
بخش دوم و پایانی
✍ محمد حسین کاردان
9⃣ گره اصلی مسئله اما اینجاست: بازدارندگی در مقابل رژیم چگونه محقق می شود؟
پاسخ به این سوال چندان آسان نیست. رژیم مانند سگ هاری است که داشته های نیم بندش در حال دود شدن و به هوا رفتن است. جبهه ی درونی رژیم باور کرده که در حال یک "جنگ وجودی" است. این باور تاب آوری اش را افزایش داده؛ تا جایی که در اغلب نظر سنجی ها، ساکنان سرزمین های اشغالی، بر ادامه ی نبرد تا حصول نتیجه ی مطلوب تاکید می کنند. همچنین نمی توان این واقعیت را انکار کرد که رژیم به دلیل حمایت بی دریغ مالی، تسلیحاتی و تکنولوژیکی آمریکا، توان وارد آوردن ضربات جدی به زیرساخت های کشورمان را نیز دارد. همچنین می تواند لبنان را نیز به سرزمین سوخته تبدیل کرده و از این طریق، فشار اجتماعی سختی را به حزب الله وارد سازد. آمریکا نیز نشان داده که برای حمایت از رژیم، حد و مرزی قائل نیست.
🔟 شهید حسن باقری که بدون کوچکترین مبالغه ای باید او را بنیانگذار دکترین دفاعی جمهوری اسلامی و محور مقاومت دانست، باور داشت که ما نباید با دشمن سینه به سینه شویم، بلکه باید او را دور بزنیم؛ او معتقد بود به جای ضربه زدن به نقاط قوت دشمن، باید به نقاط ضعفش آسیب زده و او را دچار فروپاشی کنیم. اما نقطه ی ضعف اسرائیل چیست؟
1⃣1⃣ اسرائیل مانند فرزند ننر و فاسدی است که به پشتوانه ی پول و قدرت پدر، از ارتکاب هیچ جنایت و فسادی بیم ندارد. رگ حیاتیِ این فرزند را تنها یک چیز می تواند قطع کند و آن قطع حمایت پدر است.
سید شهید نصرالله این معنا را به درستی دریافته بود؛ او پایان اسرائیل را تنها در بالارفتن هزینه های حمایت از رژیم و اجبار آمریکا به قطع حمایت از این موجودیت فاسد می دانست. بنابراین نقطه ی ضعف رژیم، قطع حمایت موردی یا در صورت امکان دائمی آمریکاست.
2⃣1⃣ اما به راستی چه اهرمی می تواند آمریکا را وادار به قطع حمایت از رژیم کند؟
امروز پاسخ دادن به این سوال از هر زمان دیگری آسان تر است. تجربه ی جنگ ۴۰ روزه این واقعیت را آشکار کرد که شاهرگ حیاتی آمریکا و نظام سرمایه داری، مسئله ی اقتصاد و بالاخص انرژی است.
3⃣1⃣ جمهوری اسلامی تا همین لحظه درست ترین و دقیق ترین استراتژی را برای بازدارندگی در مقابل رژیم، حفظ ایده ی "وحدت میادین" و دفاع از حزب الله قهرمان در پیش گرفته است: در گام اول خارج ساختن آمریکا از صحنه ی نبرد و در گام دوم وادار ساختن او به مهار رژیم با استفاده از اهرم تنگه ی هرمز.
عقب نشینی اجباری نتانیاهو و پذیرشِ آتش بس در لبنان نیز به خوبی نشان می دهد که این ایده بسیار کارآمدتر از پیشنهادهای احساساتی و ناپخته ای مثل از سرگیری دوباره ی جنگ بوده است. ممانعت نخست وزیر خودفروخته ی لبنان از آتش بس نیز یک امر عارضی است که بی شک کارآمدی اصل این ایده را زیر سوال نخواهد برد.
4⃣1⃣ ناگفته پیداست که برجسته سازی اهرم اقتصادی به معنای کم اهمیت جلوه دادن توان نظامی نیست؛ بالعکس، این دست قدرتمند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است که به پشتوانه ی ملت، می تواند این اهرم را فعال نگاه دارد، همانگونه که تا کنون نیز چنین بوده است. اعمال حاکمیت بر تنگه ی هرمز در نبرد ۴۰ روزه اولا به ما نشان داد که: این امر "ممکن و شدنی" است، و ثانیا به آمریکا این درس بزرگ را داد که: ایستادن در مقابل اراده ی ملت ایران "ناممکن و نشدنی" است.
«خرَدِ تاریخ نِگر»
ایتا | بله @HistoricalWisdom
در ستایش اصالت!
✍ محمد حسین کاردان
1⃣ مطهریِ شهید را می توان از زوایای مختلف مورد تجلیل قرار داد، ولی من همیشه دوست دارم او را با مفهوم "اصالت" به یاد بیاورم. اصیل ترین و ناب ترین صورت اندیشه ی انقلاب اسلامی را باید در میراث برجای مانده از مطهری جستجو کرد. این گزاره، مبنای روش شناسی اندیشه ی انقلاب، و نیز الفبای فهم آن است. جایگاه مطهری در اندیشه ی انقلاب اسلامی، بی نظیر است نه کم نظیر.
خمینی کبیر و خامنه ای شهید همان اول آب پاکی را روی دست همگان ریختند و جایگاه بلامنازع متفکر انقلاب را از آن مطهری دانستند و لاغیر. و از آنجا که اجتهاد در مقابل نص ممنوع است، کسی را نمی رسد که بخواهد در مقابل نص صریح رهبران انقلاب، راه تفسیر و تاویل های ناروا را بگشاید.
2⃣ این تجلیل ها، هیچ یک به معنای جمود و بستن راه بر تکامل اندیشه نیست. اگر خامنه ای شهید می گفت "مبنای جمهوری اسلامی تفکرات شهید مطهری است" و در ادامه اش با قید "و لاغیر" راه را بر هر گونه تفسیر و تاویل می بست، اما همزمان هشدار می داد که نباید در مطهری متوقف شوید.
جمع این دو سخن چندان دشوار نیست.
مطهری فونداسیون محکمی برای اندیشه ی انقلاب پایه گذاری کرده است که باید بر روی آن طبقات مختلف ساخته شود و بالا بیاید. هشدار رهبر کبیر و رهبر شهید در معیار قرار دادن مطهری، به معنای ماندن در مطهری و پیش نرفتن نیست. از قضا لزوم ادامه یافتن راه مطهری را می رساند.
چیزی که رهبران انقلاب به روشنی از آن نهی کرده اند، تولید یک فونداسیون منطقی جدید برای انقلاب اسلامی است. همان چیزی که امروز به وفور شاهد آن هستیم؛ کسانی که به زور می خواهند مسجد ضراری برای اندیشه ی انقلاب بسازند، با بهره گیری از مفاهیم برساخته ی فیلسوفان غربی، غرب ستیزی را تئوریزه می کنند و با استفاده از آموزه های اخباری و اشعری، از تمدن اسلامی سخن می گویند.
غافل از آنکه برای بهره گیری از تراث اصیل شیعی، باید بر شانه های مطهری بایستیم، که اگر چنین کنیم، بر شانه ی ۱۴۰۰ سال تلاش اصحاب فقاهت و حکمت شیعه ایستاده ایم.
3⃣ اگر در صدر اسلام از امثال کعب الاحبار رونمایی کردند تا کسی از اسلام حقیقی با خبر نشود، اینجا هم هر ماه و سال از تئوریسین های خودخوانده و میانمایه رونمایی کردند تا صدای مطهری به گوش کسی نرسد.
اگر کعب الاحبار با بهره گیری از اسرائیلیات، پروژه ی تحریف و قلب مفاهیم اسلامی را پیش برد، اینجا نیز کسانی با ترویج غرب ستیزی هایدگری، صدای تشکیک صدرایی را خاموش کردند. با بنا کردن نظریاتشان بر دیالکتیک هگلی، منطق زوجیت قرآنی را نشانه رفتند. نو اخباری ها، مدعی تولید اندیشه ی پشتیبان انقلاب شدند، اما در حقیقت، عقلانیتِ انقلاب اسلامی را به مذبح بردند. و این ها هیچکدام ممکن نمی شد مگر با حذف مطهری.
و حذف مطهری از معادلات اندیشه ای انقلاب، نه به دست گروهک فرقان، که به دست "فرقانیسم" رقم خورد.
و ما امروز راهی نداریم، جز آن که به مطهری باز گردیم.
«خرَدِ تاریخ نِگر»
ایتا | بله @HistoricalWisdom