در ستایش اصالت!
✍ محمد حسین کاردان
1⃣ مطهریِ شهید را می توان از زوایای مختلف مورد تجلیل قرار داد، ولی من همیشه دوست دارم او را با مفهوم "اصالت" به یاد بیاورم. اصیل ترین و ناب ترین صورت اندیشه ی انقلاب اسلامی را باید در میراث برجای مانده از مطهری جستجو کرد. این گزاره، مبنای روش شناسی اندیشه ی انقلاب، و نیز الفبای فهم آن است. جایگاه مطهری در اندیشه ی انقلاب اسلامی، بی نظیر است نه کم نظیر.
خمینی کبیر و خامنه ای شهید همان اول آب پاکی را روی دست همگان ریختند و جایگاه بلامنازع متفکر انقلاب را از آن مطهری دانستند و لاغیر. و از آنجا که اجتهاد در مقابل نص ممنوع است، کسی را نمی رسد که بخواهد در مقابل نص صریح رهبران انقلاب، راه تفسیر و تاویل های ناروا را بگشاید.
2⃣ این تجلیل ها، هیچ یک به معنای جمود و بستن راه بر تکامل اندیشه نیست. اگر خامنه ای شهید می گفت "مبنای جمهوری اسلامی تفکرات شهید مطهری است" و در ادامه اش با قید "و لاغیر" راه را بر هر گونه تفسیر و تاویل می بست، اما همزمان هشدار می داد که نباید در مطهری متوقف شوید.
جمع این دو سخن چندان دشوار نیست.
مطهری فونداسیون محکمی برای اندیشه ی انقلاب پایه گذاری کرده است که باید بر روی آن طبقات مختلف ساخته شود و بالا بیاید. هشدار رهبر کبیر و رهبر شهید در معیار قرار دادن مطهری، به معنای ماندن در مطهری و پیش نرفتن نیست. از قضا لزوم ادامه یافتن راه مطهری را می رساند.
چیزی که رهبران انقلاب به روشنی از آن نهی کرده اند، تولید یک فونداسیون منطقی جدید برای انقلاب اسلامی است. همان چیزی که امروز به وفور شاهد آن هستیم؛ کسانی که به زور می خواهند مسجد ضراری برای اندیشه ی انقلاب بسازند، با بهره گیری از مفاهیم برساخته ی فیلسوفان غربی، غرب ستیزی را تئوریزه می کنند و با استفاده از آموزه های اخباری و اشعری، از تمدن اسلامی سخن می گویند.
غافل از آنکه برای بهره گیری از تراث اصیل شیعی، باید بر شانه های مطهری بایستیم، که اگر چنین کنیم، بر شانه ی ۱۴۰۰ سال تلاش اصحاب فقاهت و حکمت شیعه ایستاده ایم.
3⃣ اگر در صدر اسلام از امثال کعب الاحبار رونمایی کردند تا کسی از اسلام حقیقی با خبر نشود، اینجا هم هر ماه و سال از تئوریسین های خودخوانده و میانمایه رونمایی کردند تا صدای مطهری به گوش کسی نرسد.
اگر کعب الاحبار با بهره گیری از اسرائیلیات، پروژه ی تحریف و قلب مفاهیم اسلامی را پیش برد، اینجا نیز کسانی با ترویج غرب ستیزی هایدگری، صدای تشکیک صدرایی را خاموش کردند. با بنا کردن نظریاتشان بر دیالکتیک هگلی، منطق زوجیت قرآنی را نشانه رفتند. نو اخباری ها، مدعی تولید اندیشه ی پشتیبان انقلاب شدند، اما در حقیقت، عقلانیتِ انقلاب اسلامی را به مذبح بردند. و این ها هیچکدام ممکن نمی شد مگر با حذف مطهری.
و حذف مطهری از معادلات اندیشه ای انقلاب، نه به دست گروهک فرقان، که به دست "فرقانیسم" رقم خورد.
و ما امروز راهی نداریم، جز آن که به مطهری باز گردیم.
«خرَدِ تاریخ نِگر»
ایتا | بله @HistoricalWisdom