درباره ی چی بگم؟ شبا بیدار میمونم روزا بزور میخوابم و ناامیدی وجودم رو فرا گرفته. به طرز عجیبی گرمه هوا برام و منتظر چیزیم که خودمم نمیدونم چیه. بدم میاد از این انتظار بیهوده و فکر میکنم انتظار برای یه اتفاق بد باشه . امروز بالاخره نشستم و راشومون رو تموم کردم و به فکر رسیدم که آکوتاگاوا هم یکی از نویسنده های مورد علاقم به حساب میاد . با کشف اینکه تا چه حد چیز های رو دارم در حالی که بقیه به حسرتش مینشینند احساس گناه بهم دست میده و این خودبیزاری ام مطمئنا ریشه ی عمیقی داره و از من جدا نمیشه. گاهی شاید هایی به ذهنم میرسن در حالی که میدونم همشون پوچ و بی فایده ست.
"تو با درد به دنیا اومدی نه با امید برای همینه که همیشه دنبال راهی برای رفتنی نه موندن"
هدایت شده از نـارینـا | بوک بلاگر💙🦋
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تاحالا شده حس کنی یه کتابو...
#کتابخونا
┆ 🌿 @narina_book 📚 ┆
人間失格
تاحالا شده حس کنی یه کتابو... #کتابخونا ┆ 🌿 @narina_book 📚 ┆
این کتابرو خوندم و خوبه واقعا
人間失格
این کتابرو خوندم و خوبه واقعا
با خودم میبرمش بیرون ( همراه با چند تا چیز دیگه) و برای چندمین بار میخونمش در حالی که حفظش شدم