eitaa logo
人間失格
68 دنبال‌کننده
101 عکس
54 ویدیو
0 فایل
اینجا کلا هرچی به ذهنم رسید میذارم ولی ایده ای داشتید بهم بگید.
مشاهده در ایتا
دانلود
پول خوبه میرم کتاب میگیرمم
چیزایی که قبل ساعت یازده و نیم تو تولد نوشتم:
تولدم از اولشم شوم بود. همین چند دقیقه پیش داشتن تو فامیل سر مسائل مختلف مثل اینکه جوون ها دارن از بین میرن و چنین چیزهایی بحث میکردن . چرا آنقدر جدی و گرفته وقتشون رو هدر میدن؟ چه دلیلی داره که اعصابشون رو به هم بریزند و بحث هایی بکنن که مغز آدمی رو نابود می‌کنه . معلومه که همه ی انسان ها خاطرات بدی رو تجربه میکنند یا چیز های وحشتناکی رو می‌شنوند . ولی واقعا گفتنشون اهمیتی داره ؟ فکر کنم اونقدر توان بازیگری ام در برابر آدم ها بالا رفته که واقعا انگار چیزی رو بروز نمی‌دم . این مایه افتخارمه اما حتی این هم سخته . همین حدود ها بود که شنیدیم یکی از آشنا ها وایتکس با یه چیز دیگه رو ترکیب کرده و مرده. داشتن سر اون ناراحتی میکردن ولی من اونقدر پوچم که این چیز ها گاهی حتی چیزی رو تو وجودم تکون نمیده. وقتی این رو شنیدم با خودم گفتم باید من جای اون میبودم. فکر نکنید که از زندگی سیر شدم من بیشتر از همه میخواستم آدم باشم و زندگی خوبی داشته باشم ولی انگار حق این وجود خطاکار چیزی جز مرگ نیست.
در حالی که بعد اون مافیا بازی کردیم ( با راوی بودن داییم) و بنظرم کل مهمونی جالب اومد
از حق نگذریم ولی وقتی داشتن بحث میکردن تقریبا میتونم بگم حمله عصبی بهم دست داده بود ، منم دقیق نمیتونم بگم چرا ولی ته ذهنم ازش خبر دارم.
زیبایی اصیل همیشه پوچ و بی معناعه اگر چیزی جز این باشه ترسناک میشه.
اون سختی ای که تحمل کردیم داخل قلبمون بود و چیزی ازش نگفتیم
داخل قلب من پاکی وجود نداره
به همین دلیل جای اینکه از قدرت یا درخشش کسی خوشم بیاد از این خوشم میاد که اون طرف عجیبه و با بقیه فرق داره
و اون شخص پاک و مهربونه باشه
نمیگم که میشه کاملا پاک بود