از حق نگذریم ولی وقتی داشتن بحث میکردن تقریبا میتونم بگم حمله عصبی بهم دست داده بود ، منم دقیق نمیتونم بگم چرا ولی ته ذهنم ازش خبر دارم.
به همین دلیل جای اینکه از قدرت یا درخشش کسی خوشم بیاد از این خوشم میاد که اون طرف عجیبه و با بقیه فرق داره
میگم شاید افرادی هم باشند که وقتی تو شرایطی قرار میگیرن ، که شاید بشه اون رو سخت نامید ، جای هزاران تصمیمی که ممکنه اونها رو به مسیر های مختلف بکشونه ؛ انتخاب میکنن که سعی کنند آدم خوبی باشن و به بقیه مهربونی بکنن.
همیشه میگویند دلیل اصلی خودکشی ناامیدی ست . ولی اگر چنین نباشد چه ؟ اگر دقیقا برعکس این باشد چه ؟ اگر کسانی که خودکشی میکنند نه به این دلیل که بسیار ناامیدند بلکه به این دلیل که ناامیدی کمتری دارند و این چنین بهتر میتوانند درکش کنند ، چه ؟