زندگی برایم خسته کننده شده است . شاید بگویید حتما راحت است که اینطور میگویی اما دقیقا برعکس است ، سختی های بسیاری داشته ام برای همین چیزهای زیادی آموختم و انسان ها را شناختم پس چیزی باقی نمیماند گرچه که هنوز به طور کلافه کننده ای کسل کننده نیست و البته که در این زندگی چاره ای جز ادامه ندارم .
人間失格
همانطور که آدم حق زندگی دارد، حق مردن نیز باید داشته باشد. - شایو ، دازای اوسامو
اما الان و شاید تا همیشه درخواستم برای مرگ لنگ در هواست و شاید هم تا ابد همین گونه باشد ولی باز تلاش هایم برای مردن ادامه دارد زیرا در کل ارزشی که در زندگی ام دیده نمیشود.
چه سیزده به در عجیبی ، تازه قراره کنار فامیلامون ( و البته قبر اونایی که مردن) سیزده به دری کنیم و توپ بیاریم
هدایت شده از 𝖠𝗌𝗍𝗋𝗈𝗍𝗐𝖾𝖾𝗍𝗒
جمنای، زبونت تندتر شده و ممکنه متلک زیاد بندازی. ایده های زیادی تو سرت پرسه میزنه، ولی حوصله اصلاً نداری. لکنت گرفتن یا اشتباهات کلامی، زیاد باهاش مواجه میشی.
人間失格
زدی به هدف ولی دارم از خونمون اخراج میشم
ازشون متنفرم و در عین حال میترسم و اونا هم از من متنفرن اما تنها کسایی که ازشون میترسم اونا نیستن من چیزی دارم به اسم « ترس از آدمیان»
جامعه ی پولداری خودخواهانه ست جامعه ی فقیری منزجر کننده ، ترجیح میدم اصلا جامعه ای وجود نداشته باشه.
https://eitaa.com/kossherhayrose/325
من انسانم و نکته ی دیگه ای که وجود داره اینه که برنامه ی خواب درستی دارم و عاشق انسان ها و زندگی هستم